یادداشت های محیط کار – ۶ نوامبر ٢٠٢۵

نویسنده در یادداشت‌هایش به مسئولیت‌هایش در محیط کار و اهمیت آگاهی و گفت‌وگو با دیگران می‌پردازد و بر لزوم پرسشگری تأکید می‌کند.

1 دقیقه.

یادداشت های محیط کار – ۶ نوامبر ٢٠٢۵

نوشتن، دقیقا مرحلۀ بین مراقبه گون بودن و حالت شلوغی ذهن است. 

ببینیم مساله چیست؟ 

حلال شدن کار موضوعی که است که این روزها درگیرش هستم.

شاید چیزی شبیه قانون جبران باشد. مسوولیت من نسبت به آدمهای اطرافم چیست؟ مسولیت من نسبت به کمپانی ای که الان در آن هستم چیست؟

مسوولیت من نسبت به همکارانم که الان با هم در یک اتاق هستیم چیست؟

یک مسولیتی هست که آنها سعی می‌کنند تعریف کنند و یکی هم مسوولیتی است که من خودم برای خودم تعریف میکنم.

بسیاری از آدمها نیاز به کمک دارند ولی خودشان حتی نمیدانند. 

بسیاری از آدمها در رنج هستند ولی حتی نمی‌دانند که می‌توانند کمک بگیرند.

چو می‌بینی که نابینا و چاه است

اگر خاموش بنشینی گناه است

برگردیم به موضوع داغ مسوولیت و عدالت. 

اولین و بزرگترین مسوولیت من آگاه ماندن است. 

وقتی بتوانی به صورت نسبی در فراوانی و آگاهی بمانی در نتیجه تو در وضعیت شادی و دهش خواهی بود. 

در این حالت خیلی کار خاصی لازم نیست انجام بدهم. انرژی خودش ساطع می‌شود ولی گاهی هم باید صحبت کرد.

بعد از آن مسوولیت بعدی خاموش نماندن است. 

گفتن و صادقانه گفتن. تا وقتی که گوشی باشد باید بگویم.

خیلی از آدمها حتی سوال را نمی‌دانند و آنقدر گرفتار در چرخه های بقا و ذهن هستند که نمی‌دانند راه خروجی هم وجود دارد. 

من با حضور خودم باید نشان بدهم که راه خروجی هست و درست وقتی احساس کنم که موقع مناسبی است باید شروع به صحبت کنم. 

به قول سعدی 

دو چیز طیرۀ عقل است 

گفتن به وقت خاموشی و دم فرو بستن به وقت گفتن

تا کنون بیشتر می‌نوشتم و معمولا خاموش بودم.

اما شاید لازم باشد که گاهی خاموش نباشم و سخن بگویم.

برای دانستن این که چه موقع وقت سخن گفتن است و چه موقع وقت خاموش ماندن، نیاز به هدایت و کمک دارم. 

نشانه هایی معمولا از آدمهای اطرافم میگیرم. نشانه هایی از خستگی و نشانه هایی از گرفتاری ذهنی. 

شاید بهترین راه این باشد که سوالی مطرح کنم. 

این سوال ها باید دقیق باشد و طوری باشد که به درون ذهن نفوذ کند و لایه های مختلف ذهن را بشکافد. 

بهترین استراتژی این است که خودم را جای طرف مقابل بگذارم و جواب را از قبل دانسته شده توسط خودم ندانم. 

پس نتیجه این میشود که از آدمها در سکوت سوالهای مهم می‌پرسم. این سوالها ضربه ای به ساختار های شرطی شدۀ ذهن میزنند. 

و مابقی کار را به سکوت می‌سپارم. 

سکوت پاسخ خواهد داد. 

من باید در سکوت بمانم ولی گاهی سوال کنم. 

این راه حل خوبی است. 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1538

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *