عدالت خریدنی

خلاصه AI: در سیستم قضایی کانادا، عدالت به شدت تحت تأثیر مادی‌گرایی قرار دارد و دستیابی به آن به توان مالی بستگی دارد. وکلا بر قاضی‌ها مسلط هستند.

1 دقیقه.

عدالت خریدنی

***

قبلاً در مورد آزادی خریدنی نوشته بودم. حالا در مورد عدالت خریدنی میخواستم بنویسم. 

چرخش روزگار من رو به سیستم قضایی کانادا وارد کرد. علی رغم تلاش حدود چهار ساله و کمک گرفتن از حدود سی نفر به عنوان حکَم و داور برای اجتناب از دادگاه و اختلاف، از طرف همسر قبلی به دادگاه های کانادا فراخوانده شدم و اینجا قسمتی از تجربیات خودم رو با شما در میان می‌گذارم. 

ابتدا چیزهای مثبتی که دیده ام. دادگاه ها در کانادا دارای ساختمان های خیلی زیبا و بزرگ هستند. فضا تمیز و آرام است. معمولاً به سادگی می‌توانید وارد فضای دادگاه بشوید و مکالمات دادگاه علنی را بشنوید. کارمندان دادگاه بسته به شخصیت خودشان، معمولاً مودب و کمک کننده هستند. 

و اما بی عدالتی های دادگاه در سطوح بالا دیده می‌شود. این بی عدالتی ها توسط ارقام و اعداد اقتصادی در سیستم تعبیه شده است. 

هزینه‌های وکیل در کانادا به طور متوسط ۵٠٠ دلار در ساعت است و حداقل حقوق حدوداً ٢٠ دلار. یعنی یک آدم معمولی باید ٢۵ برابر کار کند تا بتواند یک وکیل را یک روز استخدام کند. این یعنی عملاً غیر ممکن. 

از نظر تئوری بدون وکیل هم می‌شود ولی به خاطر پیچیدگی روال ها، تقریباً غیرممکن است که یک نفر آدم با هوش معمولی بتواند پروسه های دادگاه را طی کند و با قاضی صحبت کند. 

قاضی و وکیل یک زبان مشترک دارند که با زبان معمولی مردم متفاوت است. 

برای همین حقیقت های ساده، شما عملاً باید عدالت را بخرید. اگر توان پرداخت برای عدالت را نداشته باشید عدالتی هم وجود ندارد. 

وکلا قدرت زیادی نسبت به دادگاه و حتی قاضی دارند. وکلا دارای موقعیت قوی تری از قاضی ها هستند. عملاً وکلا به قاضی دیکته می‌کنند و حتی حکم قاضی را هم وکیل می‌نویسد! 

قاضی در بین صدها صفحه قانون و تاریخ، گیج و حیران نشسته و منتظر خط گرفتن از وکیل است. 

همه چیز از جمله عدالت سریع و فست فودی شده است. قاضی وقت و فرصت شنیدن ندارد و نهایتاً هر کسی که دروغ های بهتری روی کاغذ بنویسد برنده می‌شود. 

نتیجه اینکه عملاً سیستم اقتصادی بر سیستم قضایی مسلط است. 

در سیستم های سرمایه داری همه چیز با پول و سرمایه سنجیده می‌شود. مثلاً جان انسان‌ها یا نقش های خانوادگی همه با پول سنجش می‌شوند. 

اینجا عدالت نیز از این جریان مصون نمانده، عدالت هم مثل جان انسانها و معنویت، که چیزهایی مقدس هستند، توسط سیستم سرمایه‌داری بلعیده شده یعنی‌ برای رسیدن به عدالت باید حتماً ثروتمند باشی یا سالها کار کنی. 

درست مثل تمام امور دیگر مثل سیاست یا حقوق بشر یا آزادی و حتی دموکراسی، عدالت هم فقط با پول قابل خریداری است. 

مادی گرایی افراطی یعنی همه چیز تبدیل به پول شده، حتی عدالت. 

اگر پول داشته باشی می‌توانی عدالت را بخری واگر نه خیر.

و این حقیقت تلخ مادی گرایی غرب است.  

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *