واقعیت خام طبیعت

2 دقیقه.

واقعیت خام طبیعت

***

این نوشته از سری تناقضات معنوی است. تناقض معنوی ای که در طبیعت دیده می‌شود. در طبیعت خدا وجود ندارد. طبیعت، صحنۀ تنازع برای بقاست. دیگری یا شکار توست یا باید فرار کنی که شکارش نشوی. 

صحنۀ طبیعت و مادیات، جایی است که یا خورده می‌شوی یا می‌خوری. یا طعمه هستی یا شکارچی. 

ظاهراً عدالت و خدا یا نظمی نیست اگر هم هست همین جنگ بقا است. 

خدای طبیعت همان قدرت است. 

چرخه ای در طبیعت جاری است. آن که قوی تر است دیگری را می‌خورد. مدتی بعد ضعیف می‌شود و دیگری او را می‌خورد. گاهی گروهی یا گله ای درست می‌شود و ساختاری گله ای شکل می‌گیرد و سلسله مراتبی درست می‌شود. یا در گله می‌مانی و مدتی امنیت داری یا خورده می‌شوی. 

در طبیعت جنگی دائمی برای منابع محدود وجود دارد. جنگی برای بدست آوردن انرژی یا گوشت یا پول!

گاهی و به ندرت دو یا چند نفر اتحادی استراتژیک ایجاد می‌کنند یا برای شکار یا برای جفت گیری. 

همین طبیعت به ساختار جامعه ها و انسان‌ها ادامه 

پیدا می‌کند. 

در ساختار انسان‌ها تو از پدر و مادری زاده می‌شوی که کمی قدرت بدست آورده بودند. بعد مدتی فرصت رقابت پیدا می‌کنی. رشد می‌کنی و دیگران را می‌خوری. اتحاد های استراتژیک ایجاد می‌کنی ولی کم کم پیر و ضعیف می‌شوی و خورده می‌شوی. 

قوانین طبیعت و جامعه و مادیات به همین سادگی و به همین خشنی است. 

خدای طبیعت خدای قدرت و ثروت است. پول هم نوعی انرژی است. 

جنگی دائمی برای کسب قدرت و پول بیشتر در جریان است. 

زنی که فکر می‌کردی متحد استراتژیک توست با کسب کمی قدرت، شروع به خوردن تو می‌کند. فقط کافیست جامعه و محیط را عوض کنی. 

من با همسر قبلی از محیط ایران به کانادا آمدم. کم کم در محیط جدید من ضعیف تر و او قوی تر شد و به سادگی، قانون طبیعت اجرا گردید. حالا همان کسی که متحد استراتژیک من بود شروع به خوردن من کرد. او در محیط جدید قوی تر و فیت تر بود. 

دوستان هم همینطور. جامعه هم همینطور. 

طبیعت نه انسانیت می‌شناسد نه رحم و مروت. خدای طبیعت خیلی هم بی رحم و بی تفاوت است. 

جنگ دائمی برای دزدیدن منابع محدود همواره جاری است. لشکر کشی همیشه در جریان است. 

فرزند تو یکی از منابع توست که با یک نفر مشترک است. 

ناگهان همسر قبلی ات با اتحادی استراتژیک با وکیل و دادگاه او را از تو می‌گیرد. 

اگر نجنگی ضعیف و ضعیف تر می‌شوی. 

باید محیط خودت را درست انتخاب کنی. در محیط نادرست قطعاً خورده می‌شوی. امکان بقا نخواهی داشت. مثلاً یک مهاجرت نادرست منجر به نابودی ات می‌شود. 

مهاجرت نادرست مثل کاشتن درختی است نامتناسب با شرایط آب و هوایی آن منطقه. قطعا درخت تو خشک می‌شود. 

باید این عدالت و خشونت طبیعت را بپذیری. هیچ کس هیچ شانسی برای غلبه بر این چرخه ها ندارد. باید در برابر قوی کرنش کنی و ضعیف را بخوری. بدون لحظه‌ای شک و تردید. 

باید مثل خدای طبیعت بی رحم باشی. 

خدای طبیعت نانوشتنی نیست. 

واضح و ساده است. 

خدای طبیعت خدای جنگ است. 

خدای قدرت و کشتن و خوردن. 

خدای اتحاد های استراتژیک. 

خدای بقای مادی. 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *