من به تو مى رسم!

نویسنده در این متن به توصیف احساسات خود نسبت به روابط انسانی می‌پردازد و به اهمیت صبر و از بین رفتن مرزها در آینده اشاره می‌کند.

<1 دقیقه.

0 ***

 من به تو مى رسم!

***

از اينكه بگويند چنين و چنان كن خسته ام

از اينكه بگويند چنين و چنان باش خسته ام

من فقط هستم

تو هم فقط هستى

پوست بدنهايمان مرز ماست

به مرز هاى همديگر وارد نمى شويم

تو در مرز خودت باش

من در مرز خودم

تا در روز موعود

روزى كه مرزها محو مى شوند

و موريانه ها درون مرزها را مى كاوند!

آن روز، روز يك است

امروز در دو مى مانيم

بالاخره ما يكى مى شويم

دير و زود دارد

كمى هم سوخت و سوز شايد!

من كوه نيستم

من آدمم

من به تو مى رسم!

بيا صبور باشيم

مثل كوه!

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1538

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *