مسیر ثروت و عشق

متن می‌گوید ثروت، عشق و خدا از درون می‌جوشند؛ با یافتنشان، حرص و مالکیت به شکرگزاری، مسئولیت و آزادی بدل می‌شود.

3 دقیقه.

مسیر ثروت و عشق

***

تصور بچه‌گانه و رایجی که تاکنون وجود داشته این طور بوده که مسیر ثروت و عشق از بیرون به درون است. یعنی مثلاً ما آدم‌ها، مثل کودکان، تصور می‌کردیم که باید از بیرون ثروت و عشق را بدست بیاوریم و مال خود بکنیم. 

اینطوری می‌شود که اکثرا ما آدمها، همچون گدایان، چشم حسرت به بیرون داریم تا همه چیز را مال خود بکنیم. 

پول را مال خود بکنیم. 

توجه را مال خود بکنیم. 

محبت دیگران را مال خود بکنیم. 

عشق دیگری را مال خود بکنیم. 

خلاصه اینکه، از بیرون با تلاش و تقلا، فراوانی و ثروت و عشق را پیدا کنیم و آنها را مالک شویم!

خلاصه اینکه، ما حتی خدا را هم آن بیرون و در آسمان‌های دور تصور می‌کنیم و سعی در بدست آوردنش داریم. 

*

اینجا در این  نوشته، می‌خواستم بگویم که مسیر برعکس آن چیزی است که تاکنون به ما گفته شده‌است. 

یعنی مسیر تمام اینها از درون به بیرون است. 

ببینیم این گزاره یعنی چه؟ 

از ساده ترین مثال شروع کنیم: توجه!

توجه، از درون به بیرون است. یعنی ما توجهی داریم که از درون ما به هر چه که بخواهیم معطوف می‌شود. این درکش ساده است. 

همینطور که توجه از درون به بیرون است، عشق هم همینطور است. 

ما منبعی عظیم از عشق داریم که از درون ما می‌تواند به بیرون صادر شود. عشق از قلب ما شروع می‌شود و به بیرون و به کل جهان ساطع می‌شود. 

همینطور ما منبعی عظیم از ثروت و فراوانی داریم که از درون ما به بیرون حرکت می‌کند. 

ما منبعی بزرگ از آرامش و خلاقیت داریم. 

اصلاً ما در خود، خدا داریم. 

حلاج این خدا را یافته بود، پس همه چیز داشت. حلاج، ثروت داشت، عشق داشت، آرامش داشت، فراوانی داشت. آنقدر داشت که به تمام مردم رسید. به تمام تاریخ رسید. 

پس این بار که خواستی از بیرون ثروتی بدست بیاوری، به خودت بازگرد. 

مسیر را برعکس کن. 

ثروت را از درونت بیاور و به جهان بده. 

پس اینبار که خواستی عشقی از بیرون بدست بیاوری، به خودت بازگرد! عشق را از درون به تمام جهان بده. 

این بار که از جهان بیرون چیزی خواستی، 

اشتباه نرو. آنچه می‌خواهی درون توست. 

این بار که خواستی خدا را در بیرون بیابی، به خودت بازگرد. خدا درون توست. آن را از درونت پیدا کن و به تمام جهان بده. 

این بار که خواستی عدالت را در بیرون پیدا کنی، به خودت بازگرد. عدالت به صورت تعادلی عظیم، در درون توست. آن را پیدا کن و در آن عدالت مستقر شو!

وقتی خدا را و ثروت را و عشق را در درونت پیدا کنی،

دیگر گدا نیستی. 

دیگر حریص نیستی. 

دیگر دنبال مالک شدن این چیز و آن چیز نیستی. 

دیگر حتی به دنبال مالک شدن این شخص و آن شخص هم نیستی. 

وقتی خدا را در درونت پیدا کنی تو به غایت شکرگزار خواهی شد. 

تو به غایت بی نیاز به جهان خواهی شد. 

تو به غایت ثروتمند و فراوان و بخشنده خواهی شد. 

در این حالت تو نیاز به مالک شدن اشیاء نداری. پس به دنبال جمع کردن ثروت نمی‌روی. 

در این حالت تو به دنبال مالک شدن آدمهای اطرافت نمی‌روی، چون از درون پر و سیر هستی. 

تو به دنبال پر کردن خلاء درونی ات زمین را نابود نمی‌کنی. 

در این حالت، کسی را تحت نام قرارداد ازدواج، به اسارت نمی‌گیری. 

اینجا اتفاقی شگفت‌انگیز می‌افتد. تو مالک انسانها نیستی ولی مسوول آنها هستی. 

مالکیت و مسوولیت معمولاً با هم اشتباه می‌شوند. 

مالکیت اسیر می‌کند و دیوار می‌کشد. 

مسوولیت اما، با آزادی همراه است. 

تو می‌توانی مسوول کسی یا چیزی باشی، ولی مالک آن نباشی. 

تو می‌توانی نسبت به یک خانه یا حتی کل زمین مالکیت نداشته باشی ولی مسوولیت داشته باشی. 

مالکیت از بیرون به درون است. می‌چسبد و محدود می‌کند. 

اما مسوولیت از درون به بیرون است. رها می‌کند و آزاد می‌گذارد. 

مثلاً در مورد ازدواج؛ 

تو می‌توانی مسوول تمام زنان و مردان جهان باشی. 

در این حالت، تو هیچ زن یا مردی را به اسارت و مالکیت در نمی‌آوری. 

در این حالت، تو اگر مرد باشی، از درون، توجه، عشق و مسوولیت را نسبت به زنان داری و به جریان می‌اندازی. و تو اگر زن باشی، از درون، توجه، عشق و مسوولیت را نسبت به مردان داری و به جریان می‌اندازی. 

نیازی نیست اسم تو و آدرس خانه ای را روی کاغذی بنویسند تا تو برای آن خانه احساس مسوولیت بکنی. 

نیازی نیست اسم زنی یا مردی را روی شناسنامه تو بنویسند تا تو نسبت به او احساس عشق بکنی. 

تو نسبت به تمام خانه ها احساس مسولیت داری. 

تو نسبت به تمام آدمها احساس مسوولیت داری. 

نیازی نیست که کودکی با تو ژن های مشترک داشته باشد که تو خودت را پدر و مادری مسوول  بدانی. تو نسبت به تمام کودکان احساس مسوولیت و حتی احساس پدری و مادری می‌کنی. 

*

من بی‌نهایت شکرگزار و قدردانم که منبعی عظیم از توجه و ثروت و ایده و نوشته، دارم.

این منبع عظیم، گاهی به صورت هزاران نوشته به بیرون تقدیم می‌شود. 

گاهی به صورت توجهی لطیف و ظریف. 

گاهی به صورت عشقی بدون قید و شرط. 

من بی‌نهایت شکرگزارم که می‌توانم این منبع عظیم ثروت را پیدا کنم و آن را با ابزار کلمات نشانه بروم. 

من بی‌نهایت شکرگزارم که می‌توانم این عشق و فراوانی را با خوانندگانی به اشتراک بگذارم. 

من بی‌نهایت شکرگزارم که می‌توانم از این نانوشتنی بنویسم. 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1585

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *