مثنوی شمس و مولانا

این نوشتار به مقایسه شمس و مولانا می‌پردازد و تأکید می‌کند که هر دو جلوه‌ای از یک حقیقت یگانه هستند.

AI suggested title

شمس و مولانا دو جلوه از یک حقیقت عرفانی در فرهنگ فارسی

1 دقیقه.

مثنویِ شمس و مولانا

***

در این نوشتار می‌خواهم برداشت ذهنی و شخصی خودم را از این دو شخصیت بزرگ عرفانی ایران بنویسم. این نوشتار تاریخی نیست و بررسی تاریخی این دو شخصیت را به بزرگان و محققان این حوزه می‌سپارم. 

این نوشتار به بررسی و مقایسه دو شخصیت شمس و شخصیت مولانا می‌پردازد. دوگانهٔ شمس و مولانا.

شمس اهل خلوت بود و مولانا اهل جلوت.

شمس و مولانا هر دو عارف بودند ولی شمس ناشناخته بود ولی مولانا سرشناس.

شمس ملامتی بود و مردم او را دشمن می‌پنداشتند.

مولانا مشهور بود و مردم او را احترام می‌کردند.

شمس ژنده‌پوش، وحشی و طبیعی بود.

مولانا مؤدب، باوقار و خوش‌لباس.

شمس یک فالوور بیشتر نداشت و آن مولانا بود.

مولانا هزاران فالوور داشت.

شمس چیزی ننوشت ولی مولانا هزاران بیت شعر نوشت.

شمس اهل گوشه‌نشینی و عزلت و تنهایی بود.

ولی مولانا اهل جمع و شاگرد و حلقه دوستان بود.

شمس و مولانا هر دو عارف بودند.

هر دو از یک خدا حرف می‌زدند.اما دو جلوه از یک خدای واحد بودند. 

آن‌ها خدا را در یکدیگر دیدند و با هم یکی شدند. 

نه شمس بالاتر از مولانا بود و نه مولانا بالاتر از شمس. آن‌ها هر دو جلوه‌ای از صفات یگانه مطلق بودند. 

آن‌ها یکدیگر را در آینه دیدند و یکی شدند.

نمی‌توان گفت که یکی عاشق بود و دیگری معشوق. نمی‌توان گفت که یکی مراد بود و دیگری مرید.

مولانا مریدان دارد و مقبره دارد و پیروان بسیار.

شمس مریدان را از خود دور می‌کرد و مقبره‌ای نساخت.

مولانا به دستگاه و آداب و مراسم و سیستم و حکومت متصل بود.

شمس تنها بود و رها و جدا از آداب و مراسم و درس و حکومت.

مولانا با شمس کامل شد و شمس با مولانا.

و ما فارسی‌زبانان چقدر خوشبختیم که این دو را داریم. این دو را در حافظه تاریخی خود داریم. این دو را در فرهنگ خود داریم.

سوال این نیست که کدام یک بالاتر بود و کدام یک پایین‌تر. سوال این نیست که من طرفدار شمس‌ام یا مولانا.

اما من می‌توانم انتخاب کنم که شمس باشم یا مولانا.

می‌توانم انتخاب کنم که سکوت کنم یا حرف بزنم.

می‌توانم انتخاب کنم که باشم یا بنویسم.

مهم این است که این هر دو را بشناسیم و بدانیم هر دو از یک حقیقت بودند و هر دو جلوه‌ای از یک حقیقت بودند.

مهم این است که بدانیم این مثنوی دکان وحدت است.

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1630

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *