2 دقیقه.
پاسخ به خودم!
***
در زندگی گاهی میشود که آدمهایی سر راه من قرار میگیرند. گاهی در قالب دوست و آشنا، گاهی همسر یا همکار، گاهی خانواده و خواهر یا برادر. فعلاً به قالب رابطه کاری ندارم.
این آدمها بعضی هایشان با لبخند و مهر سمت من میآیند و بعضی ها هم با اخم و خشم.
بعضی با تعریف، بعضی با تقبیح!
من در برابر تمام این آدمها پاسخگو هستم. یعنی من مسؤول عکس العمل خودم هستم.
تمام این آدمها از طرف خدا هستند و خدا چیزی در آنها برای یادگیری گذاشته.
وقتی کسی حرفی میزند، آن حرف را به درون میآورم و روی آن مراقبه میکنم.
اولین سوال این است که این حرف، چه درسی برای من دارد؟
من چطور میتوانم به خودم و آن شخص کمک کنم؟
بهترین پاسخ چیست؟
آیا پاسخ من از روی وسواس اجباری و ناآگاهی و از روی عکسالعمل است یا پاسخی است ارادی یا آگاهانه؟
تمام آدمها جلوه ای از وجود خداوند هستند، حتی اگر خودشان ندانند.
گاهی آدمها، از مبدأ و خدای خودشان فاصله میگیرند و دچار رنج و ناآگاهی میشوند. من چطور میتوانم به رفع این گمراهی یا ناآگاهی کمک کنم.
چطور میتوانم آگاهانه زندگی کنم؟
معمولاً مکث میکنم و به مراقبه میپردازم. معمولاً درسی از اکهارت را دوباره و چندباره مرور میکنم.
https://youtu.be/_BUw3sKs0lY?si=RImfc4ZoFintTVpi
در مراقبه به خشم ها و قضاوت های درونی خودم در مورد آن آدمها آگاه میشوم.
در مراقبه به غم و حس های مختلف مثل حس قربانی بودن و قطعی بودن عدالت خداوند توجه میکنم.
در مراقبه به حس تنهایی و طردشدگی در خودم توجه میکنم.
در مراقبه برای خودم و این انسانها طلب خیر و آرامش میکنم.
در مراقبه، در خودم حس شفقت نسبت به خودم و آنها ایجاد میکنم.
اگر بخواهند، با آنها از طرق مختلف حرف میزنم. گاهی با نوشتن و گاهی با حرف زدن. معمولاً برای ارتباط پیشقدم میشوم.
اما گاهی این آدمها آنقدر فاصله دارند که نمیخواهند این ها را بخوانند یا مستقیم حرف بزنند.
گاهی اوقات فقط میخواهند قضاوتی بکنند و بروند! یا صفتی یا اتهامی به سمت من پرتاب کنند و بروند!
مثلاً بگویند بی مسوولیت یا دروغگو یا حتی دزد! به هر حال ما آیینه های یکدیگریم. وضعیت آنها را میپذیرم! حتی اگر آنها من را نپذیرند!
اینکه آنها بخواهند پاسخ مرا بخوانند یا صحبت بکنند یا نه، خیلی تاثیری در وضعیت درونی من ندارد. اما سعی میکنم همواره برای دریافت و ایجاد ارتباط انسانی آماده و در دسترس باشم. چه از طریق نوشته چه از راه صحبت.
گاهی از مراقبه با حس شکرگزاری بیرون میآیم. یعنی از اینکه آنها توانستهاند ایرادی در ایگوی من پیدا کنند یا من را به موردی از ناآگاهی از خودم آگاه کنند، دروناً از این افراد و خداوند تشکر میکنم.
نهایتاً پاسخی به خودم میدهم و معاملهای با خدای خودم میکنم.
دعای خیر و طلب بخشش و آمرزش برای خودم و تمام موجوداتی که در حوزۀ آگاهی من هستند میکنم.
و به خودم یادآوری میکنم که بودن در دنیا سفر و فرصتی موقت و مغتنم است.
*
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم
***
نوشتۀ های مرتبط
منِ خوب و دیگریِ بد
آدابِ خشم!
https://unwritable.org/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8%d9%90-%d8%ae%d8%b4%d9%85/
زالو هستی؟ 😂-😮
بد، خودخواه و حسود
هوم لِس بوگندوی بدردنخور
خشم نامه
https://unwritable.org/%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/
من دروغگو هستم!
https://unwritable.org/%d9%85%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%da%af%d9%88-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/
کُشتین مارو با این یوگا!
اینا همه حَرفه!
https://unwritable.org/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ad%d9%8e%d8%b1%d9%81%d9%87/
جوابیهای برای خوانندگان ناشناس
ارگاسمِ ذهنی
https://unwritable.org/%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%90-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c/
مرزبندی و هویت سازیِ ذهن!
منفی و غیر موفق!
https://unwritable.org/%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/
کمک، توجه، مرکز جهان!
تسویه حساب
https://unwritable.org/%d8%aa%d8%b3%d9%88%db%8c%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8/
مرکز جهان!
https://unwritable.org/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/
آرزوی خوب!
https://unwritable.org/%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8/
پراکندن غم در خانواده
