مرد ستیز کیست و زن ستیز کدام است؟
متن، مردستیزی و زنستیزی را حاصل هویتهای کاذب، نیازهای برآوردهنشده و کمبود معنویت میداند و خودشناسی را راهحل معرفی میکند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
متن، مردستیزی و زنستیزی را حاصل هویتهای کاذب، نیازهای برآوردهنشده و کمبود معنویت میداند و خودشناسی را راهحل معرفی میکند.
دریافت عشق، با چرخۀ انرژی و شکرگزاری آغاز میشود؛ بودا با پذیرش هدایای مردم، عشق و بخشندگی را در جامعه خلق و متجلی میکرد.
خاص بودن واقعی نه از مقایسه با دیگران، بلکه از این حقیقت است که هر انسان تجربهای منحصربهفرد از خداست.
کمک دو نوع است؛ مادی که با پول اندازه میشود، اما بزرگترین و واقعی ترین کمک، فقط حضور بی شرط کنار دیگری است.
با گسترش مراقبه به زندگی، آدمها هم مثل افکار میشوند؛ گذرا، بیقضاوت، و تو آزاد و بیتأثیر میمانی.
اقتصاد ابزار فراوانی الهی است؛ با همکاری جهانی، رفاه و بقای بشر تضمین میشود تا انسان به کیفیت و خدا نزدیک شود.
جهان رقصی عاشقانه و بازتاب نور الهی است. زندگی در خلوت با خدا و جلوت با انسانهای نورانی معنا مییابد.
داستان کوتاه انتقادی نشان دهندهٔ زیاده روی انسانها در روابط معامله گرانه در دنیای جدید.
ماموریت من ایجاد تعادل است؛ در برابر جدیت، شوخی؛ در برابر شهر، جنگل؛ در برابر پرگویی، سکوت؛ و سرانجام، نانوشتن.
حقیقت فراتر از ایدئولوژیها و گروهبندیهای سیاسی، در لحظه حال، مراقبه و سکوت است؛ بینهایت وجه دارد و نانوشتنی است. (خلاصه ماشین)
انسانها یا مقلد جامعهاند یا شورشی؛ رشد معنوی و اصالت واقعی، تنها با رهایی از ذهنیت گلهای و پذیرش تنهایی ممکن میشود.
نقش خانواده و والدین در غرب به تدریج حذف شده و به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی منجر گردیده است، در حالی که در کشورهای شرقی هنوز فرهنگی برای حفظ خانواده وجود دارد.
مقاله به بررسی هویت مشکل دار و مقایسه آن با هویت شکرگزار میپردازد و تاکید میکند که هویت مشکل دار وابسته به شکایات و نارضایتی است.
تخیلی جهانی بر پایه هویت مشترک انسانها، نه تنها رقابتها را کاهش میدهد بلکه فرهنگها را به همکاری برای بهبود زندگی تبدیل میکند.
مراقبه فرکانس وجود را تغییر میدهد و انسان را از جامعه و ماتریس فکری آن جدا میکند. نوشتن به بازگشت به این فرکانس کمک میکند.
بقاء به معنای نیازهای اولیه انسان است؛ بدون تامین آن، پرداختن به معنویت و احساسات بالاتر بیفایده است و جامعه به مسائل اقتصادی متمایل میشود.
مقاله به بررسی مضرات مراقبه میپردازد، از جمله توهم و مشکلات روانی ناشی از توجه به ذهن، و تناقضات ذاتی زندگی.
تنهایی بهای آزادی است، که افراد برای دستیابی به آن از برنامههای اجتماعی و ذهنی خود عبور میکنند و با رهایی از آنچه که آنها را اسیر کرده، به سطحی بالاتر میرسند.
مقاله به بررسی کاهش ارزش انسان به پول و ماده در جامعه امروزی میپردازد و راهحل بازگشت به معنویت و مراقبه را پیشنهاد میدهد.
آزادی در تنهایی به محدودیتهای ذ " هنی ناشی از ارتباطات اشاره میکند و بر لزوم رهایی از تعاریف اجتماعی تأکید دارد.
تاریخ واقعی باید متمرکز بر نور و آگاهی باشد، نه تکرار ستمگران. باید آثار عرفا و شاعران را شناخته و به نسلهای آینده منتقل کنیم.
این مقاله به بررسی دلایل شکست روابط میپردازد و تأکید دارد که تنها عشق واقعی درون هر فرد وجود دارد و جستجو برای عشق در خارج، نتیجهای نخواهد داشت.
معاملهی دنیا به چالشهای زندگی در دنیای مادی و تنهایی در برابر مادی گراها میپردازد، با تأکید بر شناخت و پذیرش این واقعیت.
مقاله به بررسی مفهوم کار پایین و بالا میپردازد و بر اهمیت تعادل بین وجود و عملکرد تأکید میکند، تا از تأثیرات منفی جامعه بر هویت فرد جلوگیری شود.
در این نوشته، نویسنده به تجربهی تنهایی و خودآگاهی میپردازد، از تلاش برای ارتباط با دیگران در حالی که عمیقاً تنهاست، و اهمیت لحظهی حال را برجسته میکند.
در این متن، نویسنده از تجربهها و احساسات خود در کانادا میگوید، به شک و معنویت میپردازد و به مادیگرایی و چالشهای ذهنی اشاره میکند.
نویسنده در تنهایی و شبها به تأمل در مرگ و واقعیت ذهن میپردازد و از نبود ارتباط با دیگران ابراز نارضایتی میکند.
ختنه زنان و مردان موضوعی بحثبرانگیز است؛ نویسنده درباره تجربیات شخصی و دلایل ختنه، انتقادات و تأثیرات آن بر زندگی فردی مینویسد.
آدمها شبیه کامپیوترها هستند و ذهن آنها همانند نرمافزاری است که از تولد توسط فرهنگ و مذهب برنامهریزی میشود.