1 دقیقه.
باز تعریف کار بر مبنای توجه
***
تقریبا تمام آدمها هر روز بر سر کاری هستند. غیر از کودکان و سالمندان بقیه ی آدمها معمولا صبح ها سر کار میروند.
در یک تقسیم بندی کلی
۱- گروهی کارهای فیزیکی انجام میدهند که به آن میگوییم جابجایی خاک!
۲- گروهی کارهای ذهنی انجام میدهند که به آن میگوییم بازی با ذهن!
گروه اول تمام کارهای فیزیکی است. مثل حمل و نقل یا رانندگی یا ساختمان سازی و غیره. یا کار روی بدن انسانها که باز هم موجودی فیزیکی است. با پیشرفت تکنولوژی این قبیل کارها به مرور کمتر مورد نیاز هستند.
گروه دوم با ذهن کار میکنند. یعنی مثلا یا مثل من چیزی می نویسند. حال آن چیز میتواند برنامه ای برای کامپیوتر باشد یا نوشته ای برای ذهن های دیگر. بعضی ها در این گروه سخنرانی میکنند. بعضی ها اطلاعات را جابجا میکنند مثلا اعداد یا تصاویر یا صدا ها را جابجا میکنند.
تقریبا همیشه من متعلق به گروه دوم بوده ام. اگر چه شاید بهتر میبود که کمی از انرژی ام به سمت کارهای فیزیکی میرفت ولی به هر حال سرنوشت من این طور رقم خورد که الان نشسته ام و دارم مینویسم.
در این گروه دوم، توجه بسیار مهم میشود. این که ذهن تو به چه چیزی توجه میکند تعیین کنندۀ ماهیت کار توست.
اینها را میخواستم بگویم تا برسم به مراقبه.
تا قبل از مراقبه ذهن تو فقط به صورت یک ماشین تکرار یا ضبط صوت کار میکند. یعنی همان چیزی که جامعه به او داده بود را تکرار میکند.
بعد از ورود به دنیای مراقبه، تو منبعی کشف میکنی از درون.
این منبع گاهی الهام نام دارد گاهی شهود گاهی هم وحی.
تا وقتی که ذهن تو به منبع الهام متصل نباشد تو فقط تکرار کننده و بردۀ جامعه هستی.
اما وقتی ذهن تو از شرطی شدگی ها و آموزشهای جامعه دور میشود میتوانی به خلاقیتی که از منبع الهام تراوش میکند بپردازی. هنرمندان واقعی چنین کاری میکنند.
در این فاصله تا قبل از این تغییر در مسیر معنوی، مدتی تو در میانه ای. یعنی هم دارای شرطی شدگی هستی و هم دارای الهامات.
اینجا کار حساس میشود. چون باید تشخیص بدهی که کدام نشانه یا دریافت از سمت الهامات خالص توست و کدام حرف از سمت ذهن شرطی شده ی توست.
در این دوران تو نداهای دوگانه میشنوی.
یعنی یک صدا به تو ترس را القا میکند و یک صدای دیگر از عشق میگوید.
یک صدا دوری وجدایی را واقعی میداند و صدای دیگر یگانگی و وحدانیت خداوند را واقعی میداند.
یک صدا تو را ترغیب به پایین میکند و صدایی آسمانی تو را ترغیب به بالا میکند.
یک صدا منفی است و صدای دیگر مثبت.
اینجاست که تو باید همواره در مراقبه و توجه بمانی.
اینجاست که ماندن در لحظه و ماندن در حس های خوب و آگاه ماندن از چگونگی لحظه، تعیین کنندۀ کل زندگی توست.


