1 دقیقه.
بی عملی چیست؟
***
یادمان باشد ما همه در مسیر معنوی هستیم. این که الان در حال نوشتن هستم به خاطر این است که در گفتگوهایی که با دو دوست قدیمی داشتم، متوجه شدم هر دو موضوع بی عملی را اشتباه متوجه میشوند. متوجه شدم درک اشتباه از بی عملی و رضایت معنوی بسیار شایع است.
بی عملی معنوی در واقع یعنی بی عکس العملی. یعنی عمل کردن آگاهانه. نه عمل کردن بر اساس ناآگاهی یا عمل کردن اجباری وسواس گونه.
این نوشتن من هم اگر بخاطر عکسالعمل باشد یا به خاطر اجبار ذهن به نوشتن باشد خلاف بی عملی است. امیدوارم که اینطور نشود.
بی عملی معنوی، اتفاقی درونی است.
بیرون ممکن است تو عملی انجام بدهی یا ندهی. تو ممکن است نشسته باشی ولی ذهن تو مدام در حال عکسالعمل باشد. این بی عملی معنوی نیست.
ممکن است صبح تا شب در حال تلاش فیزیکی باشی ولی در لحظه بمانی. این مصداق بی عملی معنوی است و این حالتی است که از بیرون قابل دیدن نیست.
نوعی کیفیت درونی است. که البته گاهی این کیفیت درونی در دنیای بیرون هم خودش را نشان میدهد.
بی عملی معنوی، یعنی تو از روی ترس یا شهوت، یعنی از روی فرار یا خواهش ، کاری انجام نمی دهی.
یعنی مثلاً برای پول کار نمیکنی.
مثلاً برای رسیدن به چیزی در آینده کار نمیکنی.
بی عملی یعنی تو در لحظه هستی و بدنت کاری انجام میدهد.
یعنی ذهن تو به آینده نمیرود.
در مسیر آگاهی، انسان به جایی میرسد که بی نیاز و راضی میشود. چنین کسی نیازی به انجام هیچ عملی ندارد.
اگر عملی از او سر میزند به خاطر خدمت است و به خاطر عشقی که به دیگران دارد.
چنین شخصی برای کسب ثروت و شهرت یا تایید و بزرگ کردن منیت خودش کاری انجام نمیدهد.
وقتی کسی نفس خودش را کمرنگ کند تنها آن وقت میتواند بی عملی را تجربه کند.
وقتی نفس تو کمرنگ باشد تو نه از چماق فرار میکنی و نه در آرزوی هویج میدوی.
اگر راه میروی راه رفتنی است که برای دیگران لازم است.
اگر کار میکنی برای خیر جمعی است.
اگر مینویسی برای پخش آگاهی است.
چنین عمل کردنی در ادبیات اسلامی عمل صالح نام دارد.
در ادبیات کهن هندوستان عمل کردن بدون وابستگی به نتیجه است.
و در یوگا، به آن کارمایوگا میگویند.
به امید اینکه این عمل من مصداق بی عملی بوده باشد.
