رقص نقاش!

<1 دقیقه.

رقص نقاش!

***

این روزها موسیقی میگذارم و نقاشی می‌کنم! داریم سقف و دیوارها را رنگ می‌کنیم! گاهی هم تارا چیپس و پفک برمیدارد و روی صندلی می‌نشیند تا رقص نقاشی من را تماشا کند! 

موسیقی و تنهایی و کمی روزه، کار خودشان رو خوب انجام می‌دهند و حال من خوب است!

آنقدر خوب که با صدای هایده یا ربنای شجریان پرواز میکنم! نت های موسیقی بر جانم می‌نشینند و با صدای «شهرُ رمضان …» عبدالباسط چشمهایم پر از آب می‌شود. و البته که من مذهبی نیستم! 

از کار و شغل می‌نوشتم! 

یادم رفت بنویسم اگر حال تو خوب باشد فرقی نمی‌کند که چه کار کنی! 

حالت را که خوب کنی لحظه‌ها لذت بخش می‌شوند، مهم نیست کجا هستی و چه می‌کنی!

حالت را که خوب کنی دیگر آرزوهای آینده نداری!

وقتی متصل شوی، معنی در لحظه، برای تو هست. 

تو دیگر به دنبال معنی نیستی. 

دیگر به دنبال هیچ چیز نیستی!

آخر تو رسیده‌ای. تو به خانه رسیده‌ای. تو به لحظه رسیده‌ای!

آن وقت فقط رقص می‌ماند و تماشای رقص!

نقاش ازل می‌رقصد و تو تماشا می‌کنی! 

لحظه در خودش همه چیز دارد!

عشق دارد!

سرور دارد!

زندگی دارد!

مرگ دارد!

لحظه همان خداست!

نقاشی دیوار تو را به لحظه نزدیک می‌کند!

می‌توانی با قلم نقاشی نماز بخوانی!

می‌توانی هر لحظه نماز بخوانی!

وقتی در لحظه باشی همواره در نمازی!

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *