1 دقیقه.
شفافیت اقتصادی
***
بچه که بودم یواشکی میگفتند فلانی خیلی پولداره. این حرف رو جلوی روی خود او شخص نمیگفتند.
یکی از موضوعات همیشگیِ غیبت کردن هم، مسائل مالی بود و اینکه فلانی چقدر داره و فلان.
بعدها که مهاجرت کردم میگفتند درآمد شما خصوصیه و حق ندارید از کسی بپرسید چقدر درآمد داره و فلان.
بازاری ها همیشه در ظاهر مینالند که پول نیست و فلان.
فلان فامیل ما رو دعوت به باغش میکرد ولی دروغکی میگفت باغ دوستشه که چشم نخوره و فلان!
میگفتند فلان حاجی خیلی پولداره ولی موتور سوار میشه و ماشین نو خودش رو نمیشوره تا مردم نفهمند پولداره.
چیز نو اگر کسی میخرید هزار تا صدقه و قربونی میداد تا چشم نخوره و فلان. هنوز ماشینهای نو که لکۀ خون یک گوسفند یا خروس بدبخت عقب و جلوش بود توی ذهنم هست.
هنوز هم دوستان زیادی دارم که میپرسند از کجا درمیاری؟ چطوری پول در میاری!
بزرگترین سوالشون از من اینه!
هزار تا نوشته هم که در مورد معنویت و خدا و مرگ بنویسم اونها یک سوال دارند! سوالشون این هست که «از کجا میاری میخوری؟!»
تمام این مثالها رو زدم تا بگم یک چیزی هست و اون اینه که ترس شدیدی بر این جنبه از زندگی در همۀ ما هست.
انگار ما در یک جنگل هستیم و باید غذا مون رو هفت لایه مخفی کنیم تا شغالها و گرگها اون رو از ما ندزدند!
چرا احساس امنیت نداریم؟ نه تنها غم نان داریم بلکه ترس نان هم داریم.
ترس اینکه کسی بفهمه ما نان و ثروت و برکت داریم.
مدام اموال خودمون رو مخفی میکنیم ولی در ذهنمان اموال دیگران رو میشماریم.
شاید گاندی مثال دوری باشه ولی شخصی به نام رابین گرینفیلد کسی بود که ایدۀ شفافیت کامل اقتصادی رو مطرح کرد.
او تصمیم گرفته تمام جزئیات اقتصادی خودش رو برای عموم قرار بده.
این کار یعنی من ترس و شرمی از بابت پول ندارم. همین فرد الان به مرحلۀ تمرین عدم مالکیت هم رسیده.
لازم نیست همین الان مثل او بشویم ولی میتوانیم کم کم از شر این ترس خلاص بشیم.
کمی قناعت باعث میشه بار بزرگی از دوشمون برداشته بشه.
باور کنیم فراوانی هست. باور کنیم خدا روزی رسانه. باور کنیم نیازی به پنهان کاری نیست.
باور کنیم تامین هستیم.
وقتی این ها باور ما بشوند کم کم به سمت شفافیت اقتصادی پیش خواهیم رفت.
بانکهای مخفی سوئیسی تعطیل خواهند شد.
همۀ موجودات در آرامش از نعمتهای فراوان زمین بهرهمند خواهند شد.
و همه ما به آرزوی شفافیت اقتصادی خواهیم رسید!



چه زیبا گفتی رسول جان
واقعا ما ناامنی مالی داریم
منم دارم
اتفاقا این چند روز بهش فکر میکردم
مطلب بموقعی بود
ایده جالبیه