1 دقیقه.
عدم تعادل در جهان اقتصادی
***
در علم اقتصاد نظریه ای هست مبنی بر اینکه فرآیندهای اقتصاد آزاد باعث میشود نهایتاً همه چیز در بازار به تعادل برسد. در اینجا این نظریه را نقد و بررسی میکنیم.
در جهان اقتصادی هر فرد یک واحد اقتصادی است که بر اساس سود و زیان شخصی تصمیم میگیرد.
همینطور که بالاتر میرویم گروهها و خانواده ها هستند. بعد کمپانیهای کوچک. بعد سازمان ها و کمپانی های بزرگ و نهایتاً دولت ها و کشورها.
هر کدام از این واحد ها در نظریه اقتصادی نوعی بنگاه اقتصادی هستند که براساس سود و زیان بنگاه تصمیم گیری میکنند.
اینطور میشود که سیاستهای کلی اقتصادی باعث میشود بودجه دولت ها تعیین شود و بعد بودجه سازمان ها و کمپانی ها و نهایتاً کاری که تک تک افراد انجام میدهند.
هر کارمندی که صبح سر کار میرود کارش در واقع توسط سیاستهای کلان اقتصادی تعیین شده است.
منافع شخصی و گروهی در یک راستا قرار میگیرند و نهایتاً چرخهای اقتصاد میچرخد.
اما یک چیز اینجا در نظر گرفته نمیشود! و آن خیر و منفعت جمعی بشر است.
مثلاً وقتی به مسائل محیط زیستی میرسیم تنها منافع جمعی زمین مهم میشود و معمولاً با منافع فردی در تضاد است.
این تفکر و رویکرد مبتنی بر منافع، نهایتاً منجر به سوء استفاده از زمین میشود.
جنگل ها و زمینهای کشاورزی و منابع طبیعی و آب و حیوانات مورد سوء استفاده و تجاوز قرار میگیرند و نهایتاً این سیستم خودش را نابود میکند.
این سیستم شبیه فردی است که روی شاخه درختی نشسته و در حال قطع کردن بن شاخه است. او و شاخه به زودی با هم سقوط خواهند کرد.
در چنین مواردی اگر انسانهای جهانشمول و بزرگی پیدا نشوند که فکر جمعی را بر منافع فردی گوشزد کنند، نابودی تقریباً حتمی است.
خودخواهی در بعد فردی و جمعی نهایتاً به نابودی جمع بزرگتر منتهی میشود.
به امید روزی که آگاهی تک تک افراد فراتر از نفع فردی برود و حرکت رو به سقوط محیط زیست زمین متوقف شود.


