مسوولیتِ خدا!

1 دقیقه.

مسوولیتِ خدا!

***

در یک مهمانی دوره همی با چند تا از دوستان بودیم که خیلی جدی اینطور می‌گفتند.

«من به خدا خیلی اعتراض دارم، خدا باید نسبت به موجودی که خلق کرده مسوول باشه! این چه وضعی هست و فلان و بهمان!»

من همینطوری چهار چشمی از تعجب داشتم گوش می‌دادم که گذشت و گفتیم و خندیدیم و غذا خوردیم و رد شدیم.

تعجب برانگیز اینکه این جمله برآیند نظر جمع بود!

ما آدم‌ها تا آنجا پیش می‌رویم که می‌نشینیم در جایگاه یک قاضی و برای خدا مسوولیت تعیین می‌کنیم!

باور کنید اگر خدا می‌توانست بخندد، قاه قاه به این بلاهت ما آدم‌ها می‌خندید!

جالب بود که همین دوستان به راحتی برای من هم مسوولیت تعریف می‌کردند بدون اینکه ذره‌ای حتی از جزییات زندگی من خبر داشته باشند!

آنها برای خدا مسوولیت تعیین میکنند دیگر چه برسد به من!

این رویکرد دوستان در ذهن من ماند تا الان که دارم مینویسمش!

دقیقاً هر کسی که هیچ ایده ای از مسوولیت خودش ندارد برای دیگران مسوولیت تعیین می‌کند!

پدر و مادری که خودشان خوب زیستن و شاد بودن بلد نیستند برای بچه‌های ضعیف تر از خودشان هزاران درست و غلط و مسوولیت تعیین میکنند.

دیکتاتور هایی که صلاحیت ادارۀ کشور و رهبری را ندارند مدام برای مردم وظیفه و مسئولیت تعریف می‌کنند.

و اما درس امروز!

به جای غر زدن و تعیین مسوولیت کردن برای دیگری و زمین و زمان ، مسوولیت خودم را بر عهده می‌گیرم!

مسوولیت بدنم را بر عهده می‌گیرم!

مسوولیت گذشته‌ام را بر عهده می‌گیرم!

من مسوولیت اعمالم و نوشتن هایم را بر عهده می‌گیرم.

من مسوولیت سلامت بدنی و روانی خودم را بر عهده می‌گیرم.

من از خدا و دزد و دیکتاتوری و سیستم و غیره هیچ شکایتی نمی‌کنم!

من قربانی هیچ چیز نیستم جز مسوولیت نشناسی خودم!

من در دنیای درونم مسوولیت حال خودم را به عهده می‌گیرم.

مسوولیت تصمیمات قبلی خودم را به عهده می‌گیرم.

اینطوری داستان به کل عوض می‌شود!

حالا من به جای یک قربانیِ غر غرو، یک فرمانروای مسوول هستم.

اینطوری من به خداگونگی نزدیک می‌شوم.

من از دیگری، شامل مردم و خانواده و حکومت و آب و هوا و زمین و زمان و خدا هیچ شکایتی ندارم!

من از تویی که نمی‌خوانی یا تندخوانی می‌کنی هیچ شکایتی ندارم!

من از خودم هیچ شکایتی ندارم!

اما من مسوول تمام لحظات خودم هستم!

من مسوول غم و شادی خودم هستم.

من مسوول تنهایی یا در جمع بودن خودم هستم.

من مسوول فقر یا ثروتمندی خودم هستم.

من خودم را دوست دارم.

من مسوول شفقت ورزی به خودم هستم.

من مسوول کل جهان هستم!

درست مثل خدا!

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1536

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *