<1 دقیقه.
من و او و خدا
***
چه صفایی دارد جمع سه نفرۀ ما!
من هستم و او هست و خدا!
گاهی این سه نفر میشود دوتا و شاید حتی یکی!
من از خدا میگویم و او گوش میشود!
او از خدا میگوید و من گوش میشوم!
حرفهای خصوصی نداریم!
خدا همواره حاضر است!
من از عشق خدا میگویم او هم از همان عشق خدا میگوید!
چه تثلیث مقدسی!
عجب مثلث عشقی!
من میگویم ترس نیست! او هم میگوید عشق هست!
گاهی او میگوید ترس نیست! و من یادم میآید که عشق هست!
من به تو کششی دارم ولی به او بیشتر!
او به من کششی دارد ولی به او بیشتر!
عشق بالاست!
من دارم به خورشید نگاه میکنم! او هم همینطور!
من مشتاق حضورم، او نیز همینطور!
من تسلیمم، او نیز هم!
من مستم، او نیز هم!
جمع سه نفرۀ ما حسابی گرم است.
گرم آتش دوست!
گرم عطش عشق!
جایی بین خواستن و نخواستن!
همراه با شُکر!
تکیه کلاممان شُکر است!
لحظه هایمان شکر اندر شکر!
گاهی محمد میآید، گاهی بودا، زمانی مسیح و اکهارت و سادگورو.
الهی شکر!
