1 دقیقه.
من کیستم؟ – زندگی
***
وقتی یکی از نزدیکترین دوستانم فوت کرد بالای اعلامیه اش نوشتم: «زندگی بوده، هست و خواهد بود»
حالا بعد از چند سال یکی از جوابهای سوال من کیستم را اینطور مینویسم: «من زندگی هستم»
و به عبارت بهتر: «زندگی هست»
حالا این زندگی گاهی در فرمی شبیه دوست من خودش را نشان میدهد گاهی هم در فرمی شبیه فرم من.
خود زندگی چیست؟
زندگی شاید چیزی نانوشتنی باشد. اما زندگی چیزی هوشمند است. زندگی چیزی آگاه است. شاید زندگی همان آگاهی باشد. و آگاهی همان خدا است.
زندگی شامل مرگ هم هست. در واقع زندگی رقصی بین مرگ و زندگی است. رقصی بین بودن و نبودن.
من به عنوان شکلی از زندگی، چیزهایی دور خودم جمع میکنم. مثلا بدنم را و افکارم را و نوشته هایم را. ولی بعد از مدتی بدنم را و افکارم را و نوشته هایم را میگذارم و میروم.
بدن و افکار و نوشته هایم تماما ناپایدارند. من، بدن و افکار و نوشته هایم نیستم!
زندگی مدتی در من جاری میشود و مدتی هم به فرم ها و صورت های دیگر درمی آید.
من یکی از فرم های زندگی هستم. درست مثل یکی از اشعه های خورشید. درست مثل یکی از قطره های اقیانوس.
من همانطوری زندگی هستم که یک مورچه یا یک پلنگ زندگی است.
فرم های زندگی فراوانند.
این نوشته یک فرم است. من، تو و درخت و زمین هم یک فرمیم.
فرم ها میتوانند فیزیکی باشند یا ذهنی.
فرم ها در حال تغییر و تحول و ناپایدارند.
اما یک چیزی هست که این فرم ها در آن پدیدار میشوند.
آن چیز خداست.
آن چیز، اصل زندگی است.
آن چیز، نانوشتنی است.



