ناگفتنی ها – از افکار و احساسات تا خدا

مسیر معنوی درک خداوند نیازمند سکوت ذهن و تسلیم کامل در برابر قاطعیت او، و گشودگی قلب برای دریافت عشق بی‌قیدوشرط است.

3 دقیقه.

ناگفتنی ها – از افکار و احساسات تا خدا

***

در مسیر معنوی ما ابزارهایی را استفاده میکنیم. دو تا از این ابزارها برای ما انسانها افکار و احساسات هستند. 

در این گفتار، به این دو ابزار می‌پردازیم. 

از افکار و احساسات تا خدا

متن پیاده شده فایل صوتی بالا توسط هوش مصنوعی به شرح زیر است:

سلام خدمت دوستان. این گفتار می‌خوام در مورد افکار و احساسات ما و ارتباط اون با مسیر معنوی صحبت بکنم. ببینید ما در یوگا کاری که انجام می‌دیم اینه که افکار و احساساتمون رو مشاهده می‌کنیم. و کم‌کم در اثر این مشاهده، ما از افکار و احساساتمون جدا می‌شیم و اون‌ها رو از بیرون نگاه می‌کنیم. اما این دو، ابزارهای بسیار قدرتمندی هستند که بتونیم از اون‌ها در واقع استفاده بکنیم برای شناخت خودمون و خالق خودمون. من توی این گفتار در واقع تجربه خودم از آنچه که به عنوان خالق یا مبدأ گفته میشه رو و راه رسیدن به اون رو از طریق افکار و احساسات می‌خوام توضیح بدم. ببینید در زمینه افکار و منطق، خداوند بسیار قاطعه و بدون چون‌ و چراست. آن جنبه‌ای از خداوند رو افکار به من نشون میده و اون جنبه قاطعیت خداونده و اینکه هیچ‌گونه منطق و هیچ‌گونه فکری حتی قدرت و جسارت حضور در برابر او رو نداره. مثالی که تو این زمینه می‌تونم بزنم، مرگ هست. ببینید مرگ قاطع‌ترین اتفاقی است که برای ما می‌افته و منطق و افکار ما هیچ‌گونه پاسخ، هیچ‌گونه ردپا و هیچ‌گونه چرایی در برابر اون نمی‌تونه داشته باشه و تنها پاسخ درست در برابر هوشمندی خداوند، تسلیم و سکوت و پذیرش بی‌چون‌ و چرا هستش. ببینید ما با عقلهای کوچک خودمون سعی می‌کنیم خلقت رو بفهمیم، سعی می‌کنیم عدالت رو بفهمیم ولی بسیار کار بچگانه و کودکانه‌ای خواهد بود اگر که فکر بکنیم که ما می‌دانیم و ما می‌فهمیم که حکمت و هوشمندی خداوند رو می‌تونیم حتی ذره‌ای درک بکنیم. پس تنها فکری که نزدیک‌تر هست به فکر خداوند، تسلیم و حیرت و بهت بدون چون‌ و چراست و نوعی جبرگرایی و نوعی ندانم‌گرایی مطلق هستش. من خودم و آدم‌های خیلی زیادی رو دیدم که کاملاً خام و بچگانه و احمقانه چون‌ و چرا میارن برای فرآیندهای خلقت و در مورد عدالت، در مورد منطق سعی می‌کنند که حرفی بزنند. این کاملاً بچگانه و خنده‌دار هست و درست مثل یک کودک دو ساله هست که بخواد در مورد نظریه انیشتین نظریه بده. قطعاً همه ما بهش می‌خندیم و مطمئن میشیم که اون هیچ نمی‌دونه. ولی ما انسان‌ها درست مثل اون کودک دو ساله چون‌ و چرا می‌کنیم: چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا این‌طور شد؟ چرا آن‌طور شد؟ پس از نظر فکر، ما کاملاً باید تسلیم جبر باشیم و هیچ‌گونه چون‌ و چرایی رو نداشته باشیم. می‌رسیم به احساسات. در مورد احساسات هم ما احساسات بسیار مختلف و متنوعی رو تجربه می‌کنیم ولی بزرگ‌ترین حسی که می‌تونه به ما سرنخی بده با آنچه که خداوند می‌نامیم، احساساتی هست که نزدیک به عشق هست و اگر که افکار، جنبه جلال و ابهت و پدرانگی خداوند رو به ما نشون میده و هوشمندی او رو، احساسات جنبه زنانگی و عشق بی‌قید و شرط و بی‌حد و حصر خداوند رو به ما نشون میده. پس نزدیک‌ترین حسی که ما می‌تونیم داشته باشیم برای درک خداوند، حس عشق بی‌قید و شرط هست، چرا که تمام ما از این عشق بی‌قید و شرط جنبه مادرانه و الهه‌گونه خداوند برخورداریم و خودمون هم از اون معمولاً خبر نداریم. پس تمام احساسات مختلف از جمله غم، شادی و ترس و این‌ها وقتی که ما رو فرا می‌گیره، پشت اون‌ها حس عشق هست و عشق بدون قید و شرطی که نزدیک‌ترین مثالش عشق یک مادر بسیار مهربان هستش به فرزندش، که فرزندشو در آغوش می‌گیره و اون رو، بهترین رو برای اون فرزند، بهترین حس رو برای اون فرزند داره. و این یک نمونه بسیار کوچک از عشق خداوند نسبت به تک‌تک ماست. و اگر که مقداری عشق مادرانه و عشق جهان‌شمول رو در خودمون پرورش بدیم، می‌تونیم کمی عشق خداوند رو هم درک بکنیم. پس در برابر ذهن، سکوت، قاطعیت و ندانم رو باید در پیش بگیریم و در برابر احساساتمون، در برابر خداوند باید دریافت‌کننده مطلق عشق باشه و تبدیل شدن به خود عشق. و این دو جنبه از خداوند به صورت جنبه‌های زنانه و مردانه در نهایت باز هم یکی هست و ذات خداوند یکی هست و این دو نهایتاً به هم می‌رسند و در یک نقطه جمع می‌شوند. پس از این به بعد هیچ‌گونه چون‌ و چرایی ما نخواهیم داشت، به قاطعیت مرگ گردن می‌نهیم و اذعان می‌کنیم به ندانستن، و در برابر عشق خداوند هم دریافت‌کننده و در نهایت مسیری هستیم برای جریان افتادن این عشق که تمام حیات و تمام هستی از همین عشق سرچشمه می‌گیره و سیراب میشه. امیدوارم که این دو جنبه و ابرازش و بیانش ما رو به خداوند نزدیک‌تر بکنه از طریق افکار و احساسات خودمون. موفق باشید و خداحافظ.

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1592

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *