پایان قانونی خانواده – برای تارا

1 دقیقه.

پایان قانونی خانواده – برای تارا

***

تارای عزیزم، امروز روز مهمی بود. درست در صبح روز  ١٢ فوریه ٢٠٢۶ به حکم دادگاه مسولیت تصمیمات در مورد تو طبق نظر قاضی در قانون کانادا، به مادرت منتقل شد. 

لحظه‌ای که مادرت را برای اولین بار دیدم الهامی به من گفت او فقط تا قسمتی از راه همراه من می‌آید و چنین هم شد. حدود چهار سال پیش او از خانه رفت و تو را با خودش برد و امروز هم این کار قانونی شد. 

خانه ای که با تلاش و زحمت خریده بودیم هم تحت اختیار مادرت افتاد. این خانه قرار بود محل زندگی تو و پشتوانه‌ای برای اقتصاد آینده تو باشد. این خانه با پرداخت اقساط خودش از روی اجاره ها بعد از ١۵ سال قرار بود به تو برسد. حالا دیگر من اختیاری برای تصمیم گیری در مورد محل زندگی تو و این خانه ندارم. 

تارای عزیزم، من در این حالتی که دارم کاملاً به قضا و قدر الهی ایمان دارم و به عدالت و برنامه‌ریزی او در زندگی خودم تسلیمم. 

تا لحظۀ آخر و حتی در در دادگاه از حق و حقوق تو و خودم دفاع کردم و تلاش کردم بتوانی بیشتر با پدرت باشی. 

از نظر مادی و از نظر مادرت، من همه چیز را از دست داده ام ولی از نظر معنوی مادیات همه چیز نیست. اتفاقا مادیات بازی سطح است که به حمد خدا کمی از آن رها تر شدم. 

زمانی که تصمیم برای بچه‌دار شدن می‌گرفتم یک گزینه مسافرت بود و حالا فرصتی برای آن سفر برای من فراهم شده. 

فعلاً تو را به خدا می‌سپارم. 

امروز قرار بود ساعت ۴ بیایم تو را ببینم ولی مادرت به پشتوانۀ قدرتی که قانون کانادا به او داده قبول نکرد و گفت فقط ساعت ۵. امروز را به نوشتن این نامه می‌گذرانم و شاید تو را نبینم. شاید مدتی تو را نبینم. 

احتمالا تو با سیستم مادی کانادا بزرگ خواهی شد. ولی روزی که زمانش دست خداوند است انشاالله به پدرت بازگردی. 

من حالا نه تنها پدر تو هستم بلکه مسوولیتی بزرگتر دارم. پدری و مادری برای تمام جهان. تمام کودکان و تمام مردم. 

امیدوارم در این مسوولیت سربلند باشم. 

امروز دوستان خوبی داشتم که سختی شنیدن خبر دروی احتمالی تو را برایم آسان کردند. 

از تمام دوستانم که در این مسیر همراه من بودند شکرگزارم. 

از خداوند که من را در این مسیر نهاد شکرگزارم. 

مسیری که از عدم وابستگی به همسر و خانواده و فرزند می‌گذرد. 

هیچ برگی از درختی نمی‌افتد مگر این که حکمت خداوند باشد. 

پس هیچ اتفاقی در زندگی از ارادۀ خداوند جدا نیست. 

شکرگزار و شاد می‌مانم چون این قول و مسوولیت من به تو است. 

امیدوارم خداوند مسیر آگاهی را برای تو هم تسریع و همواره نماید تا تو هم شکرگزار و شاد باشی. 

انشاالله

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

یک دیدگاه

  1. سلام آقا رسول.
    امیدوارم همیشه در زندگیت سلامت باشی،
    و این سایت نانوشتنی را هم با قدرت ادامه بدهی.
    من به شخصه هر روز به یادتم و بی صبرانه مشتاق دیدارت هستم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *