رابطۀ من با اعداد

1 دقیقه.

***

از دوران نوجوانی فیزیک و شیمی را به ریاضیات ترجیح می‌دادم. ریاضی بیشتر به نظرم بازی می‌رسید. نوعی بازی با اعداد. اما امروزه تقریباً تمام زندگی مادی ما با عدد سر و کار دارد. 

زمین ها را تقسیم بندی کرده‌اند و روی هر متر زمین عددی گذاشته اند. 

جنگلها و زمینهای کشاورزی و محصولات غذایی هر کدام با یک قیمت و عدد ارزیابی می‌شوند. 

بسیاری از ثروتمندان به جای تولید واقعی، با اعداد بازی می‌کنند. پول به عنوان یک عدد توسط شعبده‌بازی بانک ها و دولت ها وارد چرخه می‌شود. 

عدد بازی، وارد بازار سهام و سود بانکی و معاملات فیوچر و شرط‌بندی های اقتصادی می‌شود. 

بانک ها و بیمه ها و حسابدار ها و ریاضیدان ها مشغولند و بسیاری، صاحب پولهای ناشی از این عدد بازی می‌شوند. 

هر کسی این بازی با اعداد را یاد بگیرد می‌تواند بدون تولید واقعی، به تولید عدد در حساب بانکی خودش  بپردازد. 

حکومت‌ها و ثروتمندان با به دست گرفتن این بازی، می‌توانند افراد طبقۀ متوسط را به بردگی بکشانند. 

زمان هم تقسیم بندی شده. 

زمان با چرخدنده های ساعت و حالا با ضربان الکترونیکی مدارها به ثانیه و ساعت و روز و سال تقسیم شده. 

ساعت های زندگی برای خیلی ها تبدیل شده به عددی برای بدست آوردن پول. 

خلاصه اینکه کل زندگی ما شده دویدن دنبال اعداد. نوعی بازی بی پایان. نوعی چرخیدن بیهوده. 

قبایل گذشته و حیوانات، درک متفاوتی از زمان داشته‌اند. آنها فقط لحظه را درک میکنند. زمان به این شکل امروزی، ساخته و پرداخته ذهن انسان است. 

وقتی اعداد را دنبال کنی یک عدد هست که همواره مجهول است و آن عدد عمر توست. وقتی این عدد اصلی مجهول باشد هرگز نمی‌توانی برای اعداد دیگر برنامه‌ریزی درستی داشته باشی. 

این ماجرا باعث می‌شود که بازگردم به لحظه.

و بازگردم به نفس. 

ما در‌ون بدنمان یک ساعت داریم به نام نفس. 

نفس هایی که فرومی‌دهیم و بازبیرون می‌دهیم. 

مهمترین شماره‌ای که باید مواظب آن باشم شمارۀ نفسهاست. 

نفسهایی که به رایگان از طرف خدا یا طبیعت به من ارزانی شده. 

این نفس‌ها دارای کیفیتی هستند که به وضوح قابل درک است. 

باید کیفیت نفس هایم و بالطبع کیفیت لحظه‌ها را بالا ببرم. 

لحظه‌ای که با اضطراب طی شود، باخت محض است. 

و لحظه‌ای که با خلاقیت و عشق طی شود، برد واقعی است. 

و فقط یک لحظه وجود دارد!

پس به جای وارد شدن به بازی بی پایان اعداد، باید به بهشت لحظه وارد شوم. 

اینجا جایی است که تمام چیزهایی که پول به سختی می‌تواند بخرد، هست. 

چیزهایی مثل آرامش و خلاقیت و خوشحالیِ واقعی درونی. 

پول و اعداد شاید رفاه و خوشی بیرونی بیاورند ولی آرامش و خلاقیت و پذیرش و عشق چیزهایی است که باید در درون به دنبالش بود. 

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *