نوشتن به جای حرف زدن!

1 دقیقه.

***

این روزها آدم‌ها با هم کمتر حرف می‌زنند. یک دلیلش این است که با بزرگ شدن و پیچیده شدن ذهن ها، فاصلۀ آدم‌ها هم از هم بیشتر می‌شود. 

زن ها از مردها جدا می‌شوند. تا این حد که زنها برای پیدا کردن شوهر و مردها برای پیدا کردن زن، باید دوره بگذرانند و تکنیک یاد بگیرند. 

همیشه یکی از دلایلی که می‌نوشتم این بود که کسی نیست که بتوانم حرفهایم را صادقانه و مرتب و تمیز با او بزنم و او هم بفهمد! بنابراین در چنین مواقعی کاغذ و صفحه شیشه‌ای را برای حرف زدن انتخاب می‌کنم! 

این روزها هم بیشتر آدم‌ها با هوش مصنوعی راحت تر حرف می‌زنند تا دوست و رفیق! چیزی شبیه آخرالزمان!

این نوشته‌ها خیلی شبیه حرفهای من است. غیر از مقداری سانسور در مورد مسائل جنسی و سکس و خودارضایی و صحبت‌هایی که با مردها و زن ها می‌کنم، تقریباً این نوشته‌ها همانطوری است که من فکر می‌کنم. بنابراین اگر کسی با اینها ارتباط بگیرد احتمالا می‌توانیم با هم مکالمات ذهنی داشته باشیم. واگر نه در حد همان سلام و احوالپرسی می‌ماند. البته من می‌توانم گوش بدهم و این خودش انرژی عشق و دوست داشتن را در سکوت منتقل می‌کند. 

به خیلی ها این پیغام را می‌دهم

«اگر خواستی بگو صحبت کنیم. »

اما بعد می‌بینم خیلی حرف مشترکی نداریم. 

به نظرم آدم‌ها دو دسته‌اند، 

یا ذهن و عشق و خدای غیرذهنی را فهمیده‌اند! که در این صورت این می‌شود موضوع مشترک! یعنی راههای نزدیک شدن به همان خدا! 

البته این خدایی که می‌گویم شامل پول و رابطه و آرامش و عشق و اینها هم می‌شود! 

این دسته فهمیده‌اند که گنج در درونشان است. پس میتوانیم از گنج درونی مان با هم بگوییم. 

دستۀ دوم گنج درونی یا خدا یا عشق را پیدا نکرده‌اند! 

اینها یا به دنبال پول هستند یا قدرت یا رابطه که به نوعی عشق یا آرامش یا اطمینان را از بیرون بگیرند. معمولاً با این‌ها حرف مشترکی ندارم. 

قدیم‌ها یک سوال مهم داشتیم. می‌گفتیم «به خدا اعتقاد داری؟»حالا اما این سوال مسخره است. 

حالا بدون تعارف، این سوال من است. «آیا خدای درونت را یافته‌ای؟ »

اگر یافته باشی ثروتمند و شاد و شاکر و پرمهر و آرام و خداگونه ای. 

ما اینجا می‌توانیم باهم از شرح عشق بگوییم و برقصیم و بخندیم و مست تر شویم!

اگر نیافته باشی غمگین و عصبانی و طلبکار و گرسنه و مضطرب و بی عشقی! 

من اینجا برای تو کاری نمی‌توانم بکنم. جز اینکه گوش بدهم و اشاره کنم به سمت خدا و نهایتاً برای تو آرزوی خوب بکنم. 

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1535

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *