1 دقیقه.
ازدواج با سرمایه داری
***
در قدیم زنان با مردان ازدواج میکردند. مردان وظیفه تامین مالی را برعهده داشتند و زنان وظیفه بقای نسل و ساختن خانواده.
مردها با کارهای ساده مثل کشاورزی یا دامداری میتوانستند خانواده خودشان را تامین مالی کنند. این بود که من و هم نسلی های من در ایران، خانواده های پر جمعیت و پایداری را تجربه کرده ایم.
بعدها که مهاجرت کردم دیدم با پیشرفت سرمایه داری دیگر خانواده معنی ندارد.
جامعه تبدیل شده به یک سری کمپانی. کمپانی ها زنان و مردان را به ازدواج خودشان در میآورند. برای زن ها دیگر ساختن بچه و خانواده اولویت نیست بلکه زن ها هم مثل مرد ها در جستجوی بقای خودشان و کسب درآمد هستند. این زن ها هر کجا که کمپانی بخواهد میروند و هر طور که کمپانی بخواهد لباس میپوشند. یعنی کمپانی ها جای شوهران را گرفته اند.
دیگر خانواده اهمیتی ندارد. اهمیت اصلی سود کمپانی است. بر اساس تصمیم های اقتصادی کمپانی ها ممکن است زن در یک شهر و مرد در شهری دیگر و فرزند در جای دیگری مشغول به زندگی شوند.
برای هر نیازی یک کمپانی درست میشود.
برای بچه دار شدن کمپانی های ذخیره و فروش اسپرم درست میشوند.
برای حل مشکلات تنهایی، کمپانی های روانشناسی و برای حل نیاز جنسی کمپانیهای سرویس دهندۀ خدمات جنسی و ماساژ و اسکورت و غیره درست میشوند.
این روز ها خواستگاری تبدیل شده به مصاحبه شغلی و زنان همانطور که قدیم ها برای ملاقات با نامزدشان آرایش میکردند حالا برای ملاقات های اداری در شرکت، خودشان را آرایش میکنند.
مدرسه ها که خودشان کمپانی های اقتصادی هستند برای تربیت نیروهای جدید برای کمپانی ها روح و جسم بچه ها را از خانواده ها می دزدند.
خلاصه این که سیستم های سرمایه داری نه تنها خانواده را گمرنگ و خفیف کرده بلکه بچه ها و پیرها را هم می بلعند و سود تولید میکنند.
انسانها هم مثل دام و طیور در طبقات دامداری متولد میشوند و بعد از بهره کشی و بردگی در همان مسیر میمیرند.
کم کم همین سیستم، کل طبیعت و ساختارهای طبیعی آن را میخورد و نابود میکند و چه بسا زمین را تبدیل به چیزی شبیه مریخ کند. یعنی نابودی کامل زندگی.
ازدواج با سرمایه داری یعنی مادی گرایی بیش از حد و افتادن در دام حرص و ولع که چیزی جز انقراض را در پی نخواهد داشت.
حال گروهی زودتر متوجه این عدم تعادل میشوند و گروهی هم دیر تر. اما زمین همواره قوی تر است و ممکن است با حذف تدریجی بشر دوباره تعادل خودش را پیدا کند.
این حذف تدریجی، اما احتمالاً با رنج و جنگ و بلاهای زیاد همراه خواهد بود که سعی کردم در این چند خط برای کاهش رنج کلی در زمین، طرح مسأله کرده باشم.
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
