<1 دقیقه.
سرمایۀ نانوشتنی
***
سالهاست که قسمت بزرگی از انرژی و احساس خودم رو صرف نانوشتنی کردهام. معمولاً آدمهای معمولی انرژی خودشون رو صرف اموال و اولاد میکنند. اموال و اولاد چیزهایی هستند قابل دیدن و لمس کردن. اینها چیزهایی هستند قابل نوشتن! قابل محاسبه و مقایسه.
اما سرمایۀ من نانوشتنی است.
نه قابل اندازهگیری است. نه میشود آن را مقایسه کرد.
چیزی از جنس غیر ماده است.
با همان سرعتی که نوشته میشود، میتواند از بین برود.
معلوم نیست به چه نتیجهای برسد!
واقعاً چیزی است نانوشتنی!
اما این تجربه ها آنقدر در من قوی بوده که معمولا هر لحظه، بهترین کار را نوشتن از نانوشتنی میدانم.
تقدیر و جریان زندگی، از روی لطف، در حالِ گرفتن اموال و اولاد و چیزهای مادی من است. من هم سعی میکنم مقاومتی نکنم.
مقاومت در این مسیر هم کاری از قبل باخته است. تلاشی مذبوحانه.
جهان را میبینم که حالش خوب نیست. گوشه و کنار جنگ است. در میان خانواده ها جنگ است. رنج زیاد شده. تقریباً به اندازۀ غیر قابل انکاری زیاد شده.
و من باز دوباره بهترین کار را نوشتن از نانوشتنی میدانم.
و این سرمایۀ نانوشتنی، شده است تنها سرمایۀ من بعد از لحظه!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org

