کدام در را بزنم؟

AI suggested title

کدام در را بزنم؟ راهی به سوی عشق و بودایی شدن

1 دقیقه.

کدام در را بزنم؟

***

بودا بعد از روشن شدگی می‌توانست بنشیند و به مراقبه بپردازد. او از نظر مالی تامین بود و شاگردانی هم داشت که او را حمایت کنند. اما او به مراقبه در غار نپرداخت. او هر روز شهر به شهر و خانه به خانه می‌گشت و درب خانه ها را میزد. 

بودا قطعا نیازی به این مراوده نداشت ولی این کار را از روی عشق انجام میداد. انسانهای مادی او را گدا می‌دانستند و تحقیر می‌کردند و انسانهای معنوی از حضور او بهره مند می‌شدند. 

حالا این سوال گاهی برای من پیش می‌آید که کدام در را بزنم؟

اگر من بودای کامل بودم حتی این سوال هم برایم پیش نمی آمد. اما من در مسیر بودا شدن هستم. پس گاهی از خودم می‌پرسم که کدام در را بزنم. 

برای بودا، دادن عشق، طبیعی و خود به خود اتفاق می افتد. بدون دخالت ذهن و سوال!

اما برای من این در زدن ها یعنی بیرون آمدن از غار تنهایی. برای من یعنی ادامه دادن راه بودا. یعنی شاگردی کردن برای بودا.

روشهایی که با آن در می‌زنم اینهاست. 

اولین روش، همین نوشتن هاست. نوشته های من نوعی در زدن است. می‌دانم آدمهای کمی می‌خوانند ولی به این روش خو گرفته ام.

دومین روش زنگ زدن و پیغام فرستادن است. گاه و بیگاه به بعضی از دوستانم زنگ می‌زنم. گاهی پیغامی میفرستم. گاهی تماسی در فضای بیکران اینترنت! گاهی پیغام می‌دهم، اگر خواستی بگو بیام! یا اگر خواستی صحبت کنیم!

گاهی هم در جمع ها و میهمانی ها شرکت می‌کنم با همین نیت.

روشهایی که شاید باید بیشتر تمرین کنم اینهاست. 

گاهی فقط سلامی و لبخندی به رهگذری شاید همان ادامه دادن راه بودا باشد.

شاید گاهی باید به زبان همان مردم صحبت کنم. مثلاً گاهی درخواست کار و فرستادن رزومه شاید نوعی در زدن باشد. 

اما همواره بهترین راه همان کار کردن روی درون است. وقتی که کامل در درون و در عشق مستقر باشم دیگر مابقی کارها خودبه خود اتفاق می‌افتند. 

همیشه بهترین کار برای بودا، بودن است!

بودنی که خودش منشأ خیر و برکت است. 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1601

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *