<1 دقیقه.
اجرای نانوشتنی
***
آنچه تاکنون در نانوشتنی هست خلاصۀ ذهن من است. این نوشته ها کار خودشان را در زمان نوشتن و خوانده شدن انجام میدهند اما یک چیز در اینجا کم است. عمل!
اینها فقط نوشته اند. اگرچه من در زمان نوشتن هرکدام از نوشته ها آنها را تجربه کرده ام. اما این تجربیات دائمی نیست.
مثلا در هنگام نوشتن در مورد شکرگزاری من در وضعیت شکرگزاری هستم ولی این وضعیت ها و هیچ وضعیتی در جهان پایدار نیست. زمانهایی هم اتفاق می افتد که من در حالت شکرگزاری نیستم.
کار من این است که این ها را عمل کنم. هر لحظه و مو به مو.
اگر این داستانهای ذهنی نوشته شده در قالب نانوشتنی کار کنند، ابتدا باید برای خودم کار کنند. نتیجۀ آنها باید بشود یک زندگی ایدهآل.
یک زندگی سرشار از عشق، شادی، آزادی و در یک کلام خداگونه.
کار من آگاه ماندن است. هر لحظه. آگاه به ذهن و حس و بدن.
وقتی چنین کاری انجام بدهم جهان محصول این نوشتهها را میبیند و حس میکند و میچشد و خود به خود به سمت آنها کشیده میشود.
پس لازم نیست کاری انجام بدهم.
فقط باید اجازه بدهم که آگاهی و فراوانی و همان خدا از درون من جاری شود.
این عمل یا شاید بی عملی مهمترین کار من است.
این همان اجرای نانوشتنی است.
یعنی زندگی کردن خدا در زمین.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org

👏👏👏👏👏👌👍