1 دقیقه.
دنیا در آیینۀ ذهن!
***
دنیا چیزی نیست جز تصویری در آیینۀ ذهن تو!
بهتر است کمی مکث کنیم!
درک این جمله نیاز به مراقبه دارد!
نیاز دارد کمی بیرون از ذهن و دنیا بنشینی!
باید در صندلی شاهد بنشینی!
وقتی بتوانی فقط برای لحظهای آنجا بنشینی میتوانی ببینی دنیایی در آن بیرون وجود ندارد!
بیاییم با هم کمی تصویر را بررسی کنیم!
سوال: آنچه میبنی چیست؟
انعکاسی از دنیای بیرون درون مغز تو! درون ذهن تو!
سوال: آنچه میشنوی چیست؟
انعکاسی از صداهای دنیای بیرون درون مغز تو! ذهن تو!
سوال: این کلمات چیستند؟
شکل هایی که مفاهیمی در درون مغز تو میسازند! درون ذهن تو!
سوال: افکار چیست؟
گفتگوهایی که درون ذهن تو ساخته میشوند!
سوال: احساسات چیست؟
موج هایی که درون بدن و ذهن تو اتفاق میافتند! درون ذهن تو!
با همین استقراء اگر پیش برویم، میفهمیم که عملاً آنچه ما درک میکنیم انعکاسی است روی آیینۀ ذهن خودمان!
ما همه در حال تماشای یک فیلم هستیم روی پردۀ ذهن!
مراحل رشد آگاهی چنین است:
اول: تو نمیدانی در حال تماشای پردۀ سینما هستی. تمام فیلم را باور میکنی! با فیلم میخندی و گریه میکنی! تو خودت فقط نقشی هستی بر پرده!
دوم: تو خودت را پیدا میکنی! تو همان تماشاگر سینما هستی! شروع میکنی در تاریکی خودت را یافتن! اینجا مقام خودشناسی است!
سوم: کم کم تو از تماشاچی بلند میشوی و کنترل سینما را به دست میگیری! اینجا مقام خالقیت است!
در مرحلۀ سوم تو میتوانی گاهی هم بنشینی و از دیدن فیلم لذت ببری! اما کارگردان هم خودت هستی!
این همان کاری است که خدا میکند.
کارگردان این جهان!
او از دیدن خودش و جهانش لذت میبرد!
فیلم را خیلی جدی نمیگیرد!
فیلم به زودی تمام میشود!
مثل همین نوشته!
کارگردان اما همیشه هست!
او نانوشتنی است!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
