رابطه و ازدواج از دیدگاه های مختلف

رابطه و ازدواج از زوایای جسمی، روانی، اجتماعی، قانونی و معنوی بررسی شده و ابعاد مختلف این پدیده پیچیده انسانی تحلیل می‌شود.

3 دقیقه.

رابطه و ازدواج از دیدگاه های مختلف

***

به شخصه یک ازدواج و یک جدایی و تعدادی رابطه های دیگر در تجربه ام دارم. قبلا هم نوشته هایی در موضوع ازدواج نوشته ام.

https://unwritable.org/?s=ازدواج&post_type=post

حالا میخواهم با استفاده از آن تجربه، انواع زوایای یک رابطه و ازدواج را مجدد اینجا بنویسم تا هم ذهم خودم و هم ذهن خوانندگانم در این موضوع کمی مرتب سازی بشود.

در چند ساحت میتوان ازدواج را بررسی کرد. 

  • یک ساحت بدن یا ساحت هورمونی و فیزیکی و جنسی. 
  • دو ساحت روانی و ذهنی و احساسی. 
  • و سوم ساحت فلسفی، معنوی و روحانی. 
  • چهارم هم ساحت قانونی و اجتماعی. 

از نظر بدن و بیولوژی ازدواج رابطه با جنس مخالف یا همان جفت گیری یا ارتباط جنسی است. ازدواج، سازماندهی این میل غریزی یا چارچوب بندی برای سکس است. این میل جنسی میتواند در کلاب و فاحشه خانه سازماندهی شود یا میتواند در سازمانی به نام ازدواج ساماندهی شود. بدون ارزیابی ارزشی، این میل بدنی و فیزیکی تقریبا در تمام زن ها و مرد ها به صورت کم یا زیاد وجود دارد. این نوع ازدواج در واقع ازدواج دو بدن است. انحصار جنسی و قلمرو طلبی و غیرت هم در همین رابطه تعریف میشود. این نوع ازدواج توسط هورمون ها شروع و هدایت میشود. بدن یعنی ژن ها و نژاد اینجا مهم هستند. 

از نظر روانی و ذهنی ازدواج در واقع پاسخی به نیازهای روانی بشر است. نیازهایی شبیه نیاز به داشتن همدم برای فرار از تنهایی. یا نیاز به بده وبستان های عاطفی. نیاز به داشتن ارتباط عاطفی. چیزی که در عامه به آن عشق زمینی گفته میشود. ترسهای عمومی بشر مثل ترس از تنهایی مخصوصا در دوران پیری باعث ماندگاری و ایجاد بسیاری از ازدواج ها است. این نوع ازدواج در واقع نوعی وابستگی روانی است. وابستگی روانی در افراد ضعیف تر بیشتر است و ازدواج نوعی چسبندگی و اعتیاد و ساختن زندانی برای طرف مقابل است. 

از نظر اجتماعی هم ازدواج، انتخاب نوعی هویت جمعی و طبقه بندی اجتماعی است. طبقه بندی های مجرد و متاهل. این نوع ازدواج ارتباط گیری دو خانواده یا قبیله است که امروزه البته کمرنگ شده است. در ساحت اجتماعی ازدواج نوعی تئاتر و نمایش است. این مساله در عروسی های مجلل و کارهای تصنعی و نمایشی در جامعه خودش را نشان میدهد. این نوع رابطه در واقع اجرای یک نمایش است و از نظر من هیچ ارزش و اصالتی ندارد. نوعی نمایش روی صحنه که هیچ ارتباطی به پشت صحنه و حس های واقعی و درونی آدمها ندارد.

از نظر قانونی و حقوقی و مالی هم ازدواج نوعی اشتراک اقتصادی است. نوعی قرارداد قانونی. نوعی تغییر در خرج و دخل و مالیات. این نوع ازدواج یک حرکت اقتصادی است. نوعی شراکت اقتصادی با هدف کسب منافع حداکثری. این نوع ازدواج هم امروزه با پررنگ شدن اقتصاد در زندگی ها، بسیار شایع شده است. پدیده ی شوگرددی ها و شوگر مامی ها هم نشان دهنده ی شیوع این نوع ازدواج هستند. 

از نظر معنوی و فلسفی، ارتباط و ازدواج نوعی تغییر هویت است. هویت مجرد و هویت متاهل. فرد مزدوج مقداری از هویت خودش را از همسرش میگیرد. تا همین اواخر زن هویت و اسم فامیل خودش را از شوهر میگرفت. در این حالت زن تعریف اجتماعی خودش را با همسرش میکند و مرد هم وقتی با همسرش در جامعه ظاهر میشود خودش را یک زوج تعریف میکند نه یک فرد. حضور سیاستمداران مدرن در جامعه همراه همسرانشان نشان دهنده ی برجسته شدن این جنبه از ازدواج در دنیای مدرن امروزی است. زن و مردی که خودشان را در جامعه متاهل معرفی میکنند در واقع انتخاب میکنند که به جای هویت تنها، یک هویت مزدوج داشته باشند. ثروت و سطح اجتماعی و موقعیت و قدرت اجتماعی مرد و زیبایی ظاهری زن در اینجا تعیین کننده هستند. خیلی از آدمها بدون دیگری دارای هویتی ضعیف هستند و نیاز دارند که هویتی متاهل از خودشان داشته باشند. هویت خانوادگی. یعنی مردی خودش را با خانواده اش تعریف کند و زن هم همینطور خودش را با فرزندان وخانواده اش تعریف کند. این مساله در زنان شایع تر بوده ولی امروزه هم با پررنگ شدن هویت مرد خانواده در جامعه مدرن برای مردان هم پررنگ شده است. زنانی که احساسات فمینیستی دارند به شدت با این موضوع به مخالفت برخاسته اند و به دنبال کسب هویت مستقل اجتماعی برای خودشان هستند. من هم تا قبل از جدایی به شدت هویتی خانوادگی و مرد خانواده داشتم.

از نظر معنوی هم ازدواج میتواند حاوی نوعی رشد معنوی باشد. البته در صورتی که هر دو در یک مسیر درونی و معنوی مشترک باشند. ازدواج در واقع یکی شدن و ممزوج شدن و بزرگ شدن هویت شخصی و فردی است و نوعی یوگا و گسترش مرزهای وجودی است. مسیر معنوی البته ماهیتی درونی دارد ولی در ازدواج ماهیتی بیرونی از خودش نشان میدهد. از خود گذشتگی زوجین برای یکدیگر. زوجین خیلی کمی به این مرحله میرسند چون نیاز به صداقت کامل و صددرصد و همچنین رشد شخصی و همراهی دو نفر در این مسیر سخت تغییر و رشد معنوی است. 

بچه دار شدن هم یکی از کارکردهای ازدواج است که تمام ابعاد را شامل میشود بچه دار شدن از بدن و بیولوژی شروع میشود و با بزرگ شدن کودک به ساحت های روانی و اجتماعی و قانونی کشیده میشود.

ارتباط زن و مرد و ازدواج پدیده ای بسیار جالب است که جنبه های مختلفی از شناخت انسان را شامل میشود. این موضوع از زوایای مختلف قابل بررسی و تحلیل است که در نوشته های بعد به آنها خواهم پرداخت.

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1538

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *