1 دقیقه.
من کل جهانم!
***
امروز در مورد تحصیل دخترم تارا با دوستان صحبت میکردیم. آنچه از معلم خودم جناب سادگورو آموختهام چنین است.
قبل از فرستادن هر کودکی به مدرسه، بهتر است کودک مدتی طولانی این جمله را هر روز بارها با خودش تکرار کند.
«من کل جهانم»
این مانترا یا تمرین، از تمام درسهای دیگر در مدرسه مهمتر است. چرا که پاسخی است برای بزرگترین سوال انسان. این سوال که «من کیستم»
اگر این سوال را بتوانی پاسخ بدهی، تقریباً پاسخ تمام مشکلات بشر را یافتهای. اگر فقط بتوانی به جواب این سوال نزدیک بشوی ، تقریباً راه سعادت را یافتهای.
این سوال مادر تمام سوال هاست. تقریباً در خودش تمام سوالهای دیگر را پاسخ میدهد.
اگر پاسخ تو به این سوال این باشد که «انسان یک گونه حیوانی است که باید بجنگد و بخورد و قلمرو بگیرد و جفتگیری کند» باید به کودک اقتصاد و رقابت و موفقیت در بازار را آموزش بدهی تا در تنازع بقا دیگری را بکشد و زنده بماند و موفق باشد!
آنچه متاسفانه امروز در سیستمهای آموزشی میبینیم.
اگر پاسخ تو به این سوال این باشد که «من کل جهانم» آنگاه کودک تو انسانی میشود خداگونه. دیگر نیازی نداری به او بگویی مودب باش و دروغ نگو و به دیگری ظلم نکن!
چون او دیگری ای ندارد.
او هویتی جهانی دارد.
او سرباز پول و سیاست و هویتهایی پوچ و جعلی و ناسیونالیسم و چپ و راست نمیشود.
نیازی نیست به او اخلاق یاد بدهی چون هویت جهانی، در خودش اخلاق دارد.
این آموزش قبل از تمام آموزشهاست و مهمتر از همه. چون اگر چنین آموزشی نباشد او شاید متخصصی بشود بسیار حرفهای در فیزیک! اما بمب اتمی میسازد برای نابود کردن هویت دیگری! گاهی این دیگری ژاپنی است گاهی عرب، گاهی شیعه، گاهی آمریکایی.
کسی که درک کند کل جهان است یوگی میشود. او خودِ اخلاق است. نیازی به آموزش دادن اخلاق ندارد. او کسی میشود مثل مولانا، مثل حافظ، مثل سعدی. و در دنیای امروز کسی میشود مثل سادگورو که این مفاهیم را آموزش میدهد.
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org


