1 دقیقه.
شغل یا زندگی
***
بسیاری از ما ها به دنبال شغل هستیم. سوالاتی از این قبیل که چه شغلی انتخاب کنم و غیره. جواب کوتاه این است که
« شغل انتخاب نکن! بلکه زندگی کن! »
اما معنی این حرف چیست؟
شغل اگر نوعی معاوضه باشد، حتما شما ضرر خواهید کرد. چون در این معامله شما عمرتان را میدهید. در ازای عمر هر چه بدست بیاروید بازنده اید.
ممکن است کسی بگوید من ساعتی فلان دلار در می آورم. یا کسی بگوید من احترام و موقعیت اجتماعی بدست می آورم. اینها هم هیچکدام به اندازۀ عمر شما ارزش ندارد.
به هرحال عمر شما در حال رفتن است.
اما آن چیزی که به اندازۀ عمر شما باارزش است چیست؟
این سوالی است که هر کسی باید خودش جواب بدهد.
برای من آن چیز در چند کلمه اینطور خلاصه میشود.
- لحظه
- معنی
- عشق
زمان من وقتی با ارزش است که در لحظه باشد و دارای معنی و سرشار از عشق.
در این صورت است که میتوانم با آرامش در کنار جوی گذارن عمر بنشینم.
هر چیزی کمتر از عشق از این دنیا برداری ضرر خواهی کرد و با خسران موجه خواهی شد.
عمر و زندگی خودتان را ارزان نفروشید. عمر و زندگی خودتان را به جمع کردن چیزهایی که به زودی از دست خواهید داد نگذارنید.
چیزهایی که از دست خواهید داد شامل بدن و ذهن و اموال و روابط و تمام چیزهایی است که در این دنیا برای خودتان جمع آوری کرده اید.
طوری زندگی کنید که اگر فردایی وجود نداشت هیچ حسرتی نداشته باشید.
طوری زندگی کنید که اگر فردایی نبود هیچ کینۀ حل نشده و هیچ کارمای باقیمانده از شما نباشد.
شغل باید چیزی باشد که اگر فردایی وجود نداشت باز هم آن کار را انجام بدهید.
شما شاغل نشوید بلکه زندگی کنید.
اگر درگیر هر شغلی بشوید بازنده خواهید بود.
من اگر امروز آخرین روز زندگی ام باشد باز هم همین را مینویسم.
من اگر امروز آخرین روز زندگی ام باشد باز هم همین طوری عشق خواهم ورزید که اکنون هستم.
من اگر امروز آخرین روز زندگی ام باشد باز هم از همان نانوشتنی ای مینویسم که اکنون مینویسم.
من شغل ندارم.
من شغل نمیخواهم.
بودن و نوشتن کافی است.
زندگی کافیست.
لحظه کافیست.

