من بی هویت بی صفت
1 دقیقه.من بی هویت بی صفت *** بچه که بودیم…
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشته هایی که بعد از برگشتن بدن من به زمین بخوانید! بعد از خرقه تهی کردن!
1 دقیقه.من بی هویت بی صفت *** بچه که بودیم…
مقاله به بررسی تاریخچه کار و تولید و تأثیرات منفی حرص و طمع بشر بر بقا و سعادت انسان پرداخته و راهحلهایی همچون مراقبه را پیشنهاد میکند.
داستان عملیات حماسی نجات دخترم و تمام کودکان از هیولای غرب و سرمایه داری و ماتریکسی که همه را به زنجیر کشیده و در حال نابود کردن زمین است.
مقاله به بررسی مفهوم مرگ و رابطه آن با نیستی میپردازد و تأکید میکند که مرگ به معنای عدم آگاهی نیست، بلکه نوعی بیداری است.
این مقاله به بررسی مفهوم بیننده و موضوع در شناخت خود میپردازد، تأکید بر وجود خدا به عنوان بیننده نهایی و ابعاد عمیقتر خودآگاهی دارد.
این نوشته گفتگوی عمیق نویسنده با خداست، در رابطهای خودمانی و صمیمانه، در کنار یادآوری فقدان و چالشهای زندگی.
کار باید برای عشق و نیت خالص انجام شود نه برای پول یا تایید. شناخت خود غیرمادی باعث ارتقاء هویت و کیفیت وجودی میشود.
نویسنده به بررسی مفاهیم آزادی و حقیقت در زندگی میپردازد و تاکید میکند که برداشتن نقابها به شناخت خود و نزدیکی به خداوند منجر میشود.
این نوشته ساختار کلی و انواع امکانات سایت نانوشتنی معرفی شده است و یک دید کلی به شما میدهد.
1 دقیقه.خلاصۀ نانوشتنی *** دوستی از من خواسته که نانوشتنی…
مقاله به بررسی مفهوم وجود و تجلی خدا در اشکال مختلف انسانی و فلسفی میپردازد و تأکید میکند که او ناگفتنی و نافهمیدنی است.
نویسنده به عدم اعتقادش به زندگی بعد از مرگ و جهان آخرت اشاره میکند و بر اهمیت آگاهی و وجود فراتر از بدن و ذهن تأکید میگذارد.
نویسنده با اشاره به سریال بودا، جایگاه خود را در طبقه مانکها مییابد و اهمیت معنویت در زندگی بشر را تبیین میکند.
نویسنده در پی ایجاد بنیاد خیریهای است که هدفش کار خیر و شفافیت اقتصادی باشد و بر خالص کردن نیت خود تأکید میکند.
این نوشته به مفهوم "مردن نفس" میپردازد، تاکید بر آزادسازی از وابستگیها و تجارب روحانی عمیق در زندگی است و تشویق به شادی و آزادی دارد.
مرگ بزرگترین استاد عشق است و به ما میآموزد که زندگی تنها در عشق معنا دارد. جز عشق سخن مگو و عشق را در هر لحظه زندگی کن.
زندگی را به شغل محدود نکنید. ارزش زندگی در لحظه، معنا و عشق است. بدون حسرت زندگی کنید و شغل را به عشق تبدیل کنید.
مرگِ عطار به بررسی مفهوم مرگ و رهایی از خود میپردازد و سوالاتی عمیق درباره آمادگی برای مرگ و زندگی پس از آن مطرح میکند.
زندگی رسول شهراد بجستانی شامل تجربیات شخصی، تحصیلات، سفرها و تحولات معنوی اوست که به درک عمیقتری از خود و جهان رسیده است.
نویسنده درباره ارث و کارما برای دخترش تارا مینویسد و تلاش میکند تا میراثی معنوی از خود به جا بگذارد.
اعلامیه ترحیم به بررسی مرگ و مرور زندگی متوفی میپردازد و از اهمیت یادآوری عشق و حضور در لحظه تاکید میکند.
مرگ زیبا به معنی درک وجود و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از زندگی است، که به ما امکان عشق و زندگی معنادار میدهد.
میراث من چیست؟ سوالی که پاسخ آن به شناخت خود بستگی دارد. ورای مادیات، تجربیات، احساسات و آثار فرهنگی باقی میمانند که از زمان و مکان فراترند.
نویسنده در این مقاله دیدگاه خود را درباره مرگ و مرگ یوگی بیان میکند و بر اهمیت پذیرش، آرامش و آگاهی در این فرآیند تأکید دارد.
کتاب "مرگ" سادگورو به بررسی مفاهیم مرگ، فرآیند آن و زندگی پس از مرگ پرداخته و تجربههای معنوی و دیدگاههای فلسفی مختلف را تحلیل میکند.
سفر به وابستگیها و دل کندن از آنها، مشابهتهای بسیاری با مرگ دارد. نویسنده به تجربیات سفر و آموختههای زندگی پرداخته است.
لیست نوشتههایی مرتبط با مرگ شامل مباحثی همچون معنای زندگی، اضطراب مرگ و چرخههای زندگی است که به جنبههای مختلف مرگ و زندگی پرداختهاند.
نویسنده درباره تأملاتش در مورد زندگی و مرگ مینویسد و به این فکر میکند که روی سنگ قبرش چه بنویسند، و تلاشهایش برای زندگی بهتر را بیان میکند.
نویسنده به تولد و مرگ میاندیشد، اهمیت زندگی و ارتباط با زمین را بررسی میکند و به نوشتن وصیتنامه و آموزش هنر خوب مردن تأکید میکند.
این مقاله به بررسی مفهوم معرفی خود و تأثیر مشاهدهگر بر تعریف ما از خود میپردازد و به چالشهای هویتی مختلف اشاره میکند.