نشستن در تاریکی
2 دقیقه. 2 *** نشستن در تاریکی شبها را دوست دارم وقتی دوباره بیدار میشوم ساعت یک یا دو یا سه یا چهار مینشینم در تاریکی کمی پنجره را باز میکنم…
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
2 دقیقه. 2 *** نشستن در تاریکی شبها را دوست دارم وقتی دوباره بیدار میشوم ساعت یک یا دو یا سه یا چهار مینشینم در تاریکی کمی پنجره را باز میکنم…
1 دقیقه. 1 *** سقففلک کار ما این نیست که سقف فلک را بشکافیم سقف فلک را پیش از ما شکافتهاند درها باز است عشق ها در هواست کار ما شناور بودن در راز گل سرخ است…
1 دقیقه. 1 *** آه ای خدای ساکت — این جمله ای بود که روی دیوار اتاقم نوشته بودم! چه احمقانه چه نادان بودم نادان و خیره سر…
1 دقیقه. 1 *** آغوش خورشید امروز از آغوش همسرم از آغوش دخترم خداحافظی میکنم شاید برسم به آغوش مادرم یا خواهرم…
1 دقیقه. 1 *** معجزهی سکوت منتظر مینشینم با چشمان بسته یا با چشمان باز و انگشتان منتظر منتظر کلام بعدی…
<1 دقیقه. 3 *** سفرایران وقتی فکر سفر هستی که همیشه هستی اول روحت سفر میکند بعد ذهنت سفر میکند و در آخر جسمت پرواز…
1 دقیقه. 1 *** قلم دل دوستی گفت قلم دلت را بردار و بنویس قلم که چه عرض کنم صفحهای شیشهای انگشتانی منتظر صدای ویالون…
1 دقیقه. 1 *** سفر زندگی و مرگ می گویند سفر، زندگی است زندگی هم روی دیگر سکهی مرگ است سفر چه خوب مرگ را شبیهسازی میکند دل میکنی از آنچه آشناست از آنچه دوست داری…
<1 دقیقه. 2 *** سفر از زمین به زمین از زمین آغاز میشویم و در زمین قرار میگیریم اگر بدن باشیم، که نیستیم به هرحال بدنمان از زمین است و به زمین باز میگردد…