بی نام بی دل بی نشان
نویسنده درگیر قضاوت خود و دیگران است، با انتظار الهام و حقیقتی که در خود میجوید، در راه آزادگی و خودشناسی میکوشد.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده درگیر قضاوت خود و دیگران است، با انتظار الهام و حقیقتی که در خود میجوید، در راه آزادگی و خودشناسی میکوشد.
در این نوشته، نویسنده به تأمل در مورد احساسات و تنهایی انسان میپردازد و از امید به زندگی و آغوش آن صحبت میکند.
در این متن، نویسنده به سفر زندگی خود و تأملاتش در مورد عشق، ارتباطات انسانی و زیباییهای طبیعت میپردازد، به ویژه لحظهای که ممکن است دخترش را در آغوش بگیرد.
متن نویسنده به دخترش تارا درباره اهمیت زندگی آرام، آموختن زبان و فرهنگ، و تأکید بر مسؤولیتهای شخصی و روحی نوشته شده است.