ماه فوریه 2024

مراقبۀ غذا

مراقبۀ غذا به ارتباط و چرخه‌ای پیچیده در طبیعت اشاره دارد که در آن تمامی موجودات زنده به یکدیگر وابسته‌اند و مصرف غذا باید با آرامش و توجه انجام شود.

داستانِ خلق

داستان خلق به رابطه خالق و مخلوق می‌پردازد و از توانایی مخلوق در نوشتن داستان زندگی خود و آزادی از محدودیت‌های ذهنی صحبت می‌کند.

درباب ذهن و مراقبه

مقاله درباره‌ی اهمیت مراقبه و شناخت ذهن است، و تأکید می‌کند که تغییرات واقعی در زندگی ابتدا باید در ذهن آغاز شود.

معامله‌ی دنیا

معامله‌ی دنیا به چالش‌های زندگی در دنیای مادی و تنهایی در برابر مادی گراها می‌پردازد، با تأکید بر شناخت و پذیرش این واقعیت.

جستجو در خود

نویسنده درباره چالش عدم فعالیت و جستجوی درون صحبت می‌کند و اهمیت مراقبه و آرامش ذهنی را در برابر مشغولیت‌های روزمره بیان می‌کند.

ساختن آینده با ذهن

ساختن آینده به لحظه‌های کنونی وابسته است. توجه به افکار و احساسات، اهمیت زندگی در حال و آماده‌باش برای هر ماموریت را برجسته می‌کند.

تو رسیده‌ای!

تو رسیده‌ای، نیازی به تلاش ذهنی نیست. زندگی را با حضور و آرامش تجربه کن و از ترس‌ها عبور کن. اینجا آغوش خداست.

حرف زیاده!

نویسنده از ناامیدی خود در موضوع حرف زدن می‌گوید و به سکوت و اهمیت آن در زندگی اشاره می‌کند، تأکید بر گمراهی ناشی از کلمات دارد.

معاد

معاد به معنای بازگشت به اصل و خداست. نویسنده به تأثیر ذهن و توهم‌ها پرداخته و اهمیت درک معاد را تأکید می‌کند.

کار در ویپاسانا

کار در ویپاسانا شامل خدمت‌رسانی و مشاهده‌گری درونی است که هدف آن آگاهی و رهایی از محدودیت‌های ذهنی و جسمی است.

توجه به خود، اتصال با خدا

توجه به خود به معنای شناخت بدن، احساسات و افکار است که اتصال به خدا را تسهیل می‌کند و موجب دوستی با خود می‌گردد.

برای تارا-دوراهی

نویسنده احساسات و افکار خود را درباره مادری و زندگی در کانادا با دخترش تارا به اشتراک می‌گذارد و به چالش‌های مادیات و هویت فرهنگی می‌پردازد.

اعتراف به ترس

مقاله به بررسی ترس‌ها و نحوه مقابله با آن‌ها می‌پردازد. نویسنده بر اهمیت زندگی در لحظه و استفاده از مراقبه برای کاهش ترس‌ها تأکید می‌کند.

تنهایی و آرامش جاده

نویسنده در جاده‌ای خلوت و شبانه، به تنهایی و آرامش آن می‌اندیشد و زیبایی لحظات و دوستی‌هایش را توصیف می‌کند.

ندانستنِ آینده

نویسنده با پذیرش ندادن و عدم قطعیت زندگی، بر لحظه‌ی حال تمرکز می‌کند و الهاماتی از ندانستن و وجود خدا را بیان می‌کند.

مکالمات من و تارا

مکالمه‌ای بین نویسنده و دخترش تارا درباره تفکر، درک خود و جداشدن از افکار، با تمرکز بر تجربه‌های معنوی و بازیگوشی کودکانه، روایت شده است.

خودکشی!

مقاله به بررسی مفهوم خودکشی و ابعاد مختلف آن می‌پردازد، از جمله مرگ ذهن و ضرورت تغییر در نگرش نسبت به زندگی.

کارما برای خودم و برای تارا!

نویسنده درباره‌ی مسابقه نقاشی با دخترش تارا و مشکلات ناشی از مقایسه‌های ذهنی صحبت می‌کند و مفهوم کارما را به او توضیح می‌دهد.

شُکرگذاری در لحظه!

شکرگزاری در لحظه، توجه به زندگی و قدردانی از وجود است. این حس، مرتبط با حال و تجربه‌ی واقعی زندگی است.

کونِ کار – ٧ – کارِ دائم

مفهوم کار در سفر شناخت درونی تغییر می‌کند؛ از تعریف قالبی اجتماعی به کار دائمی و آگاهانه، شامل مراقبه و انرژی.

عدالت – عدالتِ لحظه

عدالت مفهومی عمیق و در لحظه حضور دارد، ولی بی‌عدالتی نیز در جهان و در ذهن انسان‌ها وجود دارد. فهم عدالت نیازمند ارتباط با لحظه و خداست.

حسِ طرد شدگی – ۱

نویسنده در این نوشته به حس طرد شدگی از خود، دیگران و خدا پرداخته و آن را بنیادی‌ترین حس انسانی و منبعی از درد می‌داند.

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

نویسنده می‌نویسد تا از نبودن و مرگ بگوید، به اعتراف به وجود و ناآگاهی‌اش بپردازد و در جستجوی معنا باشد.

ذهنِ مسأله ساز

ذهن به مسأله‌سازی نیاز دارد تا فعال بماند و با مراقبه می‌توان از هویت با مشکلات فاصله گرفت و مسائل را حل کرد.

راز خدا، راز مرگ، راز لحظه!

رازهای زندگی، مرگ، و خدا در سکوت، نادانی، و کنجکاوی نهفته‌اند. آدم‌ها غالباً از درک این رازها غفلت می‌کنند و در وجود خویش گم می‌شوند.

دریافت عشق!

عشق در همه جا وجود دارد، اما برخی خود را از آن محروم می‌کنند. باید به عشق ورزید و به دیگران نیز عشق بی‌قید و شرط داد.