سال 2024

معامله‌ی دنیا

معامله‌ی دنیا به چالش‌های زندگی در دنیای مادی و تنهایی در برابر مادی گراها می‌پردازد، با تأکید بر شناخت و پذیرش این واقعیت.

جستجو در خود

نویسنده درباره چالش عدم فعالیت و جستجوی درون صحبت می‌کند و اهمیت مراقبه و آرامش ذهنی را در برابر مشغولیت‌های روزمره بیان می‌کند.

ساختن آینده با ذهن

ساختن آینده به لحظه‌های کنونی وابسته است. توجه به افکار و احساسات، اهمیت زندگی در حال و آماده‌باش برای هر ماموریت را برجسته می‌کند.

تو رسیده‌ای!

تو رسیده‌ای، نیازی به تلاش ذهنی نیست. زندگی را با حضور و آرامش تجربه کن و از ترس‌ها عبور کن. اینجا آغوش خداست.

حرف زیاده!

نویسنده از ناامیدی خود در موضوع حرف زدن می‌گوید و به سکوت و اهمیت آن در زندگی اشاره می‌کند، تأکید بر گمراهی ناشی از کلمات دارد.

معاد

معاد به معنای بازگشت به اصل و خداست. نویسنده به تأثیر ذهن و توهم‌ها پرداخته و اهمیت درک معاد را تأکید می‌کند.

کار در ویپاسانا

کار در ویپاسانا شامل خدمت‌رسانی و مشاهده‌گری درونی است که هدف آن آگاهی و رهایی از محدودیت‌های ذهنی و جسمی است.

توجه به خود، اتصال با خدا

توجه به خود به معنای شناخت بدن، احساسات و افکار است که اتصال به خدا را تسهیل می‌کند و موجب دوستی با خود می‌گردد.

برای تارا-دوراهی

نویسنده احساسات و افکار خود را درباره مادری و زندگی در کانادا با دخترش تارا به اشتراک می‌گذارد و به چالش‌های مادیات و هویت فرهنگی می‌پردازد.

اعتراف به ترس

مقاله به بررسی ترس‌ها و نحوه مقابله با آن‌ها می‌پردازد. نویسنده بر اهمیت زندگی در لحظه و استفاده از مراقبه برای کاهش ترس‌ها تأکید می‌کند.

تنهایی و آرامش جاده

نویسنده در جاده‌ای خلوت و شبانه، به تنهایی و آرامش آن می‌اندیشد و زیبایی لحظات و دوستی‌هایش را توصیف می‌کند.

ندانستنِ آینده

نویسنده با پذیرش ندادن و عدم قطعیت زندگی، بر لحظه‌ی حال تمرکز می‌کند و الهاماتی از ندانستن و وجود خدا را بیان می‌کند.

مکالمات من و تارا

مکالمه‌ای بین نویسنده و دخترش تارا درباره تفکر، درک خود و جداشدن از افکار، با تمرکز بر تجربه‌های معنوی و بازیگوشی کودکانه، روایت شده است.

خودکشی!

مقاله به بررسی مفهوم خودکشی و ابعاد مختلف آن می‌پردازد، از جمله مرگ ذهن و ضرورت تغییر در نگرش نسبت به زندگی.

کارما برای خودم و برای تارا!

نویسنده درباره‌ی مسابقه نقاشی با دخترش تارا و مشکلات ناشی از مقایسه‌های ذهنی صحبت می‌کند و مفهوم کارما را به او توضیح می‌دهد.

شُکرگذاری در لحظه!

شکرگزاری در لحظه، توجه به زندگی و قدردانی از وجود است. این حس، مرتبط با حال و تجربه‌ی واقعی زندگی است.

کونِ کار – ٧ – کارِ دائم

مفهوم کار در سفر شناخت درونی تغییر می‌کند؛ از تعریف قالبی اجتماعی به کار دائمی و آگاهانه، شامل مراقبه و انرژی.

عدالت – عدالتِ لحظه

عدالت مفهومی عمیق و در لحظه حضور دارد، ولی بی‌عدالتی نیز در جهان و در ذهن انسان‌ها وجود دارد. فهم عدالت نیازمند ارتباط با لحظه و خداست.

حسِ طرد شدگی – ۱

نویسنده در این نوشته به حس طرد شدگی از خود، دیگران و خدا پرداخته و آن را بنیادی‌ترین حس انسانی و منبعی از درد می‌داند.

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

نویسنده می‌نویسد تا از نبودن و مرگ بگوید، به اعتراف به وجود و ناآگاهی‌اش بپردازد و در جستجوی معنا باشد.

ذهنِ مسأله ساز

ذهن به مسأله‌سازی نیاز دارد تا فعال بماند و با مراقبه می‌توان از هویت با مشکلات فاصله گرفت و مسائل را حل کرد.

راز خدا، راز مرگ، راز لحظه!

رازهای زندگی، مرگ، و خدا در سکوت، نادانی، و کنجکاوی نهفته‌اند. آدم‌ها غالباً از درک این رازها غفلت می‌کنند و در وجود خویش گم می‌شوند.

دریافت عشق!

عشق در همه جا وجود دارد، اما برخی خود را از آن محروم می‌کنند. باید به عشق ورزید و به دیگران نیز عشق بی‌قید و شرط داد.

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

این مقاله به اهمیت معنویت در زندگی و تاثیر آن بر تجربه‌های مادی و روزمره می‌پردازد و تأکید می‌کند که معنویت جدی و فراتر از مادیات است.

کونِ کار -۵ – ذهنِ مشوش

نویسنده درباره چالش‌های ذهن مشوش و اهمیت مراقبه در دستیابی به خلاقیت و ارتباط با حیات می‌پردازد، با تأکید بر ارزش خلاقیت نسبت به کارهای روزمره.

کونِ کار -۴- ترس

ترس توهمی موقتی است و باید با آن مواجه شد. برای غلبه بر ترس‌ها، ابراز وجود و از سر گرفتن نوشتن و صحبت کردن ضروری است.

کونِ کار-۲-مقدارِ کار

مقاله به مفهوم کار و بقا می‌پردازد و تأکید می‌کند که کار باید بر اساس نیازهای واقعی و درونی فرد تعریف شود، نه تحت تأثیر جامعه.

رابطه چیست؟

رابطه، پدیده‌ای شگفت‌انگیز و نانوشتنی است که از یگانگی و آگاهی ناشی می‌شود و نباید با تعاریف ذهنی محدود شود.

کونِ کار! -۱

نویسنده به بررسی مفهوم کار فیزیکی و ذهنی می‌پردازد و تأکید می‌کند که آرام کردن ذهن از طریق مراقبه و نوشتن ضروری است.

کارِ پایین! کارِ بالا!

مقاله به بررسی مفهوم کار پایین و بالا می‌پردازد و بر اهمیت تعادل بین وجود و عملکرد تأکید می‌کند، تا از تأثیرات منفی جامعه بر هویت فرد جلوگیری شود.

خود تراپیِ امروز -۳

در این نوشته، نویسنده به تجربه‌ی تنهایی و خودآگاهی می‌پردازد، از تلاش برای ارتباط با دیگران در حالی که عمیقاً تنهاست، و اهمیت لحظه‌ی حال را برجسته می‌کند.

برنامه ریزی ذهنی – اقتصادی

این نوشته درباره برنامه‌ریزی ذهنی و اقتصادی است، تأکید بر فعالیت اقتصادی، ارتباط با معنویت و کاهش شراکت‌های نامناسب در زندگی است.

تراپیِ امروز -۲

داستانی درباره تجربه تراپی و تأملات ذهنی نویسنده، که در جستجوی خودشناسی و پذیرش زندگی در شرایط جدید مهاجرت است.

در مراقبه چه می‌کنم؟

در مراقبه، توجه به تنفس و حس‌های بدن معطوف می‌شود تا آگاهی و حضور ذاتی را تجربه کنیم و از افکار رهایی یابیم.

انتخابِ شغل!

انتخاب شغل واقعی، «بودن» است. بودن در زندگی ارزشمندتر از انجام کارهاست و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بگیرد.

هم هویت شدگی با کار!

مقاله به هم‌هویت شدن انسان‌ها با کار پرداخته و مشکلات ناشی از آن مثل احساس بی‌ارزشی و فراموشی هویت واقعی را بررسی می‌کند.

دوگانه‌‌ی بودن یا انجام دادن -٢

مقاله به تعادل بین "بودن" و "انجام دادن" می‌پردازد و تأکید می‌کند که لذت از انجام کار بدون نگرانی درباره نتیجه، کیفیت زندگی را تغییر می‌دهد.

داستانهای ذهن

این داستان به بررسی چگونگی داستان‌سازی ذهن و تأثیرات منفی آن بر زندگی افراد می‌پردازد و راه‌حل را در مراقبه و اتصال به واقعیت بدن می‌یابد.

شکایتی ندارم!

نویسنده در این نوشته بر عدم شکایت از زندگی، افراد و شرایط مختلف تأکید می‌کند و احساس آرامش را در عدم گله‌گذاری جستجو می‌کند.

فکر و احساس نه، پس چی؟

فکر و احساسات را نمی‌توان جدی گرفت؛ بهتر است با مشاهده‌ی بدون قضاوت به آرامش و یگانگی دست یابیم و آگاهی خالص را تجربه کنیم.

شُکرگزاری صبحگاهی

شُکرگزاری صبحگاهی شامل تقدیر و سپاس از زندگی، احساسات، و ارتباط با جهان اطراف است، که نشانی از روشنگری و آگاهی درونی ارائه می‌دهد.

حس تلخ تنهایی!

نویسنده به احساس تلخ تنهایی و طردشدگی خود اشاره می‌کند و به چالش‌هایی چون ارتباطات، انرژی و محیط زندگی‌اش می‌پردازد.

مناجات های شبانه

مناجات شبانه نوشته‌ای احساسی و معنوی است که نویسنده در آن با خداوند گفتگو می‌کند و از نیازهای خود و بشریت می‌گوید.