آزمایشگاه زندگی!
نویسنده به زندگی به عنوان یک آزمایشگاه مینگرَد و تجربیات شخصیاش را در مواجهه با ترسها و آگاهیهای ذهنی تحلیل میکند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده به زندگی به عنوان یک آزمایشگاه مینگرَد و تجربیات شخصیاش را در مواجهه با ترسها و آگاهیهای ذهنی تحلیل میکند.
مقاله به انتقاد از آموزشهای اجباری سلام و خداحافظی میپردازد و بر اهمیت اصالت و احساسات واقعی در تعاملات انسانی تأکید دارد.
نویسنده به تأثیر وضعیت روحی بر کیفیت نوشتهها اشاره دارد و درباره چالشها و احساساتش در لحظهی نوشتن صحبت میکند.
نویسنده به بررسی مفهوم خدا در ادیان و دیدگاههای فردی پرداخته و تأکید میکند که حقیقت خدا درون خود ماست و نه در اشیاء یا نمادها.
نویسنده با توجه به انتخابهای بیشماری که در هر لحظه دارد، به پذیرش احساسات و افکار خود پرداخته و بر نوشتن در طبیعت تأکید میکند.