نویسندهی بی اخلاق!
نویسنده به نقد اخلاقیات و محدودیتهای فکری پرداخته و تأکید میکند که کلمات و ایدهها خود نیز بتهایی هستند که باید شکسته شوند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده به نقد اخلاقیات و محدودیتهای فکری پرداخته و تأکید میکند که کلمات و ایدهها خود نیز بتهایی هستند که باید شکسته شوند.
این مقاله درباره تنهایی خدا و بشر است، تأکید بر نزدیکی طرد شدگان به خدا و تجربههای فردی تنهایی در زندگی انسانها دارد.
متن درباره مفهوم "آوم" و اهمیت آن در ارتباط با ارتعاشات درون و ادعیه، و تأملاتی درباره وجود و خالق است.
نویسنده به استدلال درباره دروغگویی میپردازد و باور دارد که تنها حقیقت را خود میتوان دانست و کلمات همیشه دروغ هستند.
نویسنده درباره تجربههای خلاقانه با دخترش صحبت میکند که در آنها احساس میکند سن تنها یک توهم است و هر دو در لحظه زندگی میکنند.
نوشتن برای نویسنده تمرینی از آزادی و بیتوجهی به قضاوت دیگران است، جایی برای بیان احساسات و ساختن دنیای شخصی خود.
نویسنده تجربیات خود از مراجعه به تراپیست را به تصویر میکشد و به مسائلی نظیر هزینهها و چالشهای گوش دادن و درمان اشاره میکند.
تولد همواره جشن و فرصتی برای تجربهی دوباره زندگی است. تولد و مرگ دو روی یک سکهاند و هر دو قابل جشن گرفتن هستند.
هر فرد در هر لحظه دنیای خود را از طریق ذهن میسازد. این خلاقیت با هماهنگی با یک سازندهی اصلی تحقق مییابد و زندگی جاری میشود.
این نوشته نامهای شخصی از پدر به دخترش، تارا، است که درباره ارزشهای زندگی، آزادی و اهمیت بازی و خلاقیت در دوران کودکی صحبت میکند.
مهمترین ارتباط هر فرد، ارتباط با خود است که به کیفیت ارتباطاتش با دیگران تأثیر میگذارد؛ وابستگی به خود موجب آرامش و توانایی خدمت به دیگران میشود.