امروز چه کار کنم؟
***
معمولا مسیر این طور است که صبح زود کمی خواب میبینم. بعد، یک مدتی در خواب و بیداری هستم. جایی شبیه رویا و کمی هم بیداری. معمولا ناگهان از خواب بیدار نمیشوم. بعد که به تدریج بیدار میشوم من هم مثل اکثر آدمها اول احتمالا دستشویی میروم و بعد به اشتباه نوتیفیکیشن های موبایل را چک میکنم شاید کمی اسکرول کنم. اگر دوست نزدیکی داشته باشم یا همسری که کنارم خوابیده باشد با اوکمی حرف میزنم. بالاخره میرسم به این سوال.
امروز چه کار کنم؟
برای آدمهای عادی و برای سالهای قبلی زندگیِ من، این سوال احمقانه است. آنها از قبل به این سوال پاسخ داده اند.
مثلا هدف گذاشته اند که فلان مقدار سرمایه بدست بیاورند و برای آن فلان کار را بکنند و برای فلان کار هم ساعت فلان در فلان مکان حاضر بشوند. این برنامۀ آنهاست تا آخر عمر و هر روز آن را انجام میدهند.
یا بعضی ها اهداف معنوی دارند مثل سادگورو. آنها دقیقا میدانند در فلان تاریخ در فلان محل فلان در کلاس یوگا حاضر خواهند شد.
من هم در گذشته تقریبا اینطوری بودم.
حالا اما یک چیزی تغییر کرده. یا مغز و حافظۀ من دچار تخریب شده و یا معنویت و حضور در لحظه پیدا کرده ام. احتمالا قضاوت ۹۹ درصد آدمها اولی است. اما مبحث حضور درلحظه هم کاملا برای من واقعی است که اینجا توضیح میدهم.
وقتی وارد مسیر معنوی میشوی اهداف آینده و بندهای گذشتۀ تو کمرنگ میشوند. در این مسیر تو به لحظه تعهد میدهی. تو به لحظه اعتماد میکنی. نوعی جبری بودن و اعتماد همزمان به زندگی. نوعی بی عملی و رها کردن برنامههای بلند مدت به جبر یا به خدا یا به طبیعت.
این طور نیست که تلاش نکنی، بلکه تلاش تو برای ماندن در لحظه و آگاه ماندن و اعتماد کردن به لحظه است.
این طور است که یک نیرویی به تو مدام الهام میکند که نگران آینده نباش. گذشته را هم فراموش کن. این نیرو مدام به تو الهام میکند که در لحظه بمان. ما در لحظه کار درست را به تو میگوییم. هر لحظه کافی است.
یک داستان کلی، هست و آن داستانِ عشق است. تو یک وظیفه داری و آن ماندن در لحظه و در راستای عشق است. ماندن در فرکانس عشق. مابقی را میسپری.
در این مسیر تو معتقدی که اگر در فرکانس عشق بمانی مسیر روشن میشود.
در این مسیر تو برده و سرسپردۀ لحظه میمانی.
تو به لحظه تعهد میدهی.
مسیر کلی این است که عشق و آگاهی در جهان جاری شود، بدون حضور تو!
مسیر کلی این است که تو کنار بروی.
مسیر کلی این است که تو محو بشوی.
در این مسیر خواسته ها و آرزوهای شخصی تو هم کمرنگ میشوند.
در این مسیر دستورالعمل ساده است.
در عشق بمان. منتظر بمان.
ما در لحظۀ درست به تو میگوییم که عمل درست چیست.
عمل و نوع عمل اولویت بعدی است.
به جای سوال «امروز چکار کنم؟»
این سوال را از خودت بپرس.
«کیفیت آگاهی من در این لحظه چیست؟»
به کیفیت خودت توجه کن.
کمیت و نوع تجلی را رها کن.
کیفیت تو که بالا باشد تجلی درست خواهی داشت.
این نوشته یک تجلی بود برای این لحظه.
این نوشته تجلی کیفیت آگاهی من بود در این لحظه.
این نوشته باید متجلی میشد و در زمان خودش انجام شد.
بدون برنامهریزی قبلی.
نانوشتنی اینطوری نوشته میشود.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
