1 دقیقه.
فکر کردن با نوشتن و چسبندگی ذهن
***
حالتی از ذهن هست که در آن هیچ فکری وجود ندارد. در مقابل حالتی هم هست که پر است از فکر و احساسات مختلف.
معمولاً آدمها در بیشتر ساعات بیداری در حالت دوم هستند و معمولاً روی آن پدیدهای هست به نام اسکرول! یا همان هیپنوتیزم توسط تلویزیون و اینترنت. حالتی که تقریباً هر سه ثانیه یک فکر جدید یا یک تصویر جدید در مقابل ذهن و چشم قرار میگیرد.
حالت هایی هم بین این دو است. مثل نوشتن!
نوشتن برای من حالتی از ذهن است که افکار هستند ولی سرعتشان پایین است. نوشتن بسیار بهتر از اسکرول کردن است.
این روزها من برای کند کردن ذهنم معمولاً نوشتن را انتخاب میکنم.
ذهن خاصیت و حالت چسبندگی و تکرار شوندگی هم دارد. یعنی گاهی یک فکر یا حس به طور مداوم تکرار میشود.
قبلاً در نوشتههایی به چسبندگی ذهن اشاره کرده بودم.
مثلاً یک جملهای از کسی میشنوی و مدتها آن جمله در ذهن تو اکو میشود یعنی مدام تکرار میشود.
یا مثلاً یک حس، خودش را تکرار میکند. مثلاً اگر حش خشم تکرار بشود تبدیل به کینه و انتقام میشود.
یا مثلاً در همین نوشتن ها، جملهها قبل از نوشته شدن چندین بار در ذهن من تکرار میشوند تا نهایتاً خالص شده و آنها را بنویسم.
در برابر این تکرار ذهن دو رویکرد میتوان داشت:
١- فرار
٢- مشاهده
اکثراً از آن فرار میکنند. یعنی سعی میکنند ذهن را از آن تکرار منحرف کنند.
معمولاً هم به صورت موقتی موثر است. مثلاً یک بچه در حال گریه کردن است و حس غم و خشم در او تکرار میشود. با منحرف کردن ذهن بچه، ناگهان گریه متوقف میشود.
آدمها هم با مشغول کردن ذهن به گذشته و آینده، کار کردن، دیدن تلویزیون، خوردن الکل و غیره همواره در حال فرار از تکرار ذهن خودشان هستند.
اما در مراقبه ما سعی میکنیم به جای فرار و منحرف شدن از تکرار ذهن، آن را مشاهده کنیم. ابتدا سخت و دشوار است. چون به محض بردن توجه به سمت آن پدیده، آن پدیده بزرگتر میشود. برای همین اکثراً از آن فرار میکنند.
اما وقتی مدتی صبر کنی و بدون عکسالعمل، فقط شاهد آن فکر یا احساس بمانی، کم کم آن حس خودش را به حس دیگری میدهد.
کم کم ذهن خالی میشود. اینجا جای یکپارچگی ذهن است. جایی که جریان تکراری افکار متوقف یا کم اثر میشوند.
این حالت شبیه مرگ ذهن یا حالت نهایی رهایی از ذهن است.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
