1 دقیقه.
خداشناس کیست؟
***
بچه که بودم یکی از دشنام های فرهنگ ما این بود: انسان خدانشناس! یا مرتیکه از خدا بی خبر!
شاید بدترین فحش موجود، همین باشد. حال با هم ببینیم خداشناس کیست و خدا نشناس کیست!
اگر تعریف خدای اسپینوزا را در نظر بگیریم، او میگوید که خدا، همه چیز است و در نتیجه همه چیز، خداست.
پس با تعریف بالا،
یک فیزیکدان هم خداشناس است. مثلاً انیشتین خداشناس بود، چون قانون نور خدا را کشف کرد.
یک شیمیدان هم خداشناس است چون قوانین موادی را کشف میکند که توسط همان خدا وضع شدهاست.
یک زیست شناس هم خداشناس است، چون طبیعتی را میشناسد که مخلوق همان خداست.
با این تعریف،
موسیقیدان هم خداشناس است، چون زیبایی ای را خلق میکند که زیبایی همان خداست.
یک مادر مهربان هم خداشناس است، چون مهربانی ای را ابراز میکند که مهربانی همان خداست.
یک کاسب و کارخانه دار هم خداشناس است، چون همان نعمتی را تولید میکند که نعمت خداست.
نانوا هم خداشناس است چون همان نانی را میپزد که روزیِ خداست.
اما خداشناسی هم مراحل و درجاتی دارد.
احتمالا بالاترین درجه در خداشناسی، «خودشناس» است.
خودشناس ممکن است هیچ سوادی نداشه باشد!
خودشناس ممکن است چوپانی ساده باشد!
خودشناس اما، یکی از بالاترین درجات خداشناسی را دارد چرا که مستقیم ترین تجلی خدا را میشناسد. نزدیکترین تجلی خدا را میشناسد.
خودش را میشناسد!
خودشناس ممکن است در قامت بودا باشد. بودایی که فقط به مراقبه مینشیند!
خودشناس ممکن است در بیرون هیچ کاری نکند!
خودشناس غرق در مشاهده است!
خودشناس غرق در خود است،
پس غرق در خداست!
خودشناس ممکن است معروف باشد یا نباشد!
خودشناس ممکن است مثل شمس باشد یا مثل مولانا!
خودشناس شاید مثل حلاج بر دار شود یا مثل مسیح بر صلیب!
خودشناس، خدای درون را میشناسد، که نزدیکترین خداست.
روانشناس و دین شناس، خدای ذهنی ای را میشناسند، که خدای دوری است.
فیلسوف، خدای منطق را میشناسد که خدای محدودی است.
خودشناس اما خودش را میشناسد.
او عاشق خودش میشود.
او همزمان معشوق خودش میشود.
او خودش تبدیل به عشق میشود.
تبدیل به خدا میشود.
خودشناس، عارف میشود،
خودشناس، سالک میشود،
خودشناس، نانوشتنی میشود!
درست مثل خود خدا!
خدای نانوشتنی!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
