تولدی مهم در زندگی من
4 دقیقه. 5 *** تولدی مهم در زندگی من این را به بهانهی تولد همراه موقت زندگی ام مینویسم. ما خیلی چیزهای دائمی را دوست داریم اما راستش را بگویم…
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
4 دقیقه. 5 *** تولدی مهم در زندگی من این را به بهانهی تولد همراه موقت زندگی ام مینویسم. ما خیلی چیزهای دائمی را دوست داریم اما راستش را بگویم…
2 دقیقه. 3 *** ناچیزِ همه چیز دوستی دارم که میگفت من ناچیزم. سادگورو هم میگفت شیوا یعنی آن چیزی که نیست. شیوا یعنی ناچیز. شیوای هندی یا ناچیز ایرانی. …
2 دقیقه. 3 *** مبادله هایی از جنس انرژی قبلا از مبادله به عنوان پایهی اقتصاد حرف زده بودیم. از مبادلهی ما با جهان طبیعی و زمین و آسمان. خاک…
1 دقیقه. 2 *** حسرت لذت اشک زمانی بود که سالها اشکهایم بند آمده بود. آنقدر بغض در سینهام مانده بود که اجتماع بغض ها گلویم را میفشرد. اما گریه…
5 دقیقه. 7 *** پدر نمیدانم چرا ناگهان یاد پدرم افتادم. پدر من پدرِ شش بچهی دیگر هم بود. او زود مُرد. وقتی من شش سالم بود. فکر کنم هنوز…
1 دقیقه. 2 *** مراقبه با کلمهها کیبرد نوشتن تایپ قلم اسمارت فون بدن حالت بدن زوزه در سر پوسچر تقارن سینوس شستشوی سینوس فکر ذهن سرعت تولید فکر تولید…
1 دقیقه. 2 *** عنِ سگِ متمدن مدفوع وقتی که طبیعی باشه یکی از ابزارهای طبیعت هست که خیلی هم کارکردهای مهمی داره. در طبیعت مدفوع از غذای طبیعی درست…
2 دقیقه. 3 *** شک روز و یقین شب دوباره شب. دوباره سکوت. دوباره بیدار. شب ها را دوست دارم. در شب یقینم بیشتر است. شبها مغزهای منتقد خوابند. سیاهی…
2 دقیقه. 4 *** همه رهروییم ما همه رهرو هستیم. مدتی که به زمین دعوت شدهایم راهی را باید برویم. خواسته یا ناخواسته. در این مدت چند سال راهی را…
6 دقیقه. 9 *** مبادلهی انرژی و پول مبانی: دوستی از من خواست که در مورد پول و اقتصاد فکر کنم و بگویم. این خود یک مبادله است. مبادله یا ترنزکشن…
1 دقیقه. 2 *** هرچه بادا باد مینشینم هرچه شد شد مینشینم من مراقب هرچه شد شد گرچه بودم یادنبودم هرچه شد شد گرچه مُردم یا که زنده هرچه شد…
2 دقیقه. 3 *** من کیم ؟ من کی هستم؟ من کیستم؟ رسالتم چیست؟ خدمت من چیست؟ سوالی که سخت می توانم جواب بدهم. شاید هیچ. شاید فقط یک نمودی…
1 دقیقه. 2 *** صفحه شیشهای و یوگا گاهی صفحه ام را به دست میگیرم. هنوز نمیدانم چه مینویسم! شاید نوعی مدیتیشن باشد. شاید مرتب کردن ذهنم. هدفی ندارم. فقط…
3 دقیقه. 4 *** چراغ راه درخواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد کین عزم سوی ما کن در جوانی وقتی هورمونهای جنسی در اوجش بود…
1 دقیقه. 2 *** زنگ خطری بر نوشتن روزی دلنوشته هایی میخواندم. ناخودآگاه ذهنم به مقایسه افتاد. مقایسه نوشتههای من و او. این مقایسه زنگ خطری بود. نکند من متوهم…
2 دقیقه. 3 *** آبستن گاهی آبستن میشوم. آبستن کلمات. گاهی اشکم به در مشکم میرسد. با یک فکر، با یک خاطره، با یک جمله، با یک آرزو پلک چشمهایم…
2 دقیقه. 3 *** برای تارا – ٢ زندگی و مرگ آگاهانه تارای عزیزم. الان که می نویسم خواب هستی. الان سه سال و ٢١٣ روز از تولد فیزیکی تو…
1 دقیقه. 2 *** عنوان ندارد! — گاهی فرزندت باید به دنیا بیاید بعد برایش نامی انتخاب کنی. اول صبر کنی زایمان انجام بشود. بعد، نام هم با همان زاییده…
3 دقیقه. 4 *** اعتیاد به آغوش اینجا اعتراف میکنم که اعتیاد دارم. به آغوش اعتیاد دارم. به آغوش زن اعتیاد دارم. هنوز آن کودک ۴-۵ ساله را یادم هست…
2 دقیقه. 4 *** گورو کیست؟ در درسهای مدرسه های مذهبی تحت تاثیر فرهنگ شیعه خوانده بودیم که همه باید مرجع تقلید داشته باشند. حافظ گفته بود طی این مرحله…