اول سياسي ها رو بيرون كرديد
نویسنده روندی را توصیف میکند که در آن ابتدا گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی از جامعه حذف میشوند، از سیاسیون تا افراد عادی که خواهان آزادی هستند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
در مورد سرزمینی به نام ایران و دیگر کشورها
نویسنده روندی را توصیف میکند که در آن ابتدا گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی از جامعه حذف میشوند، از سیاسیون تا افراد عادی که خواهان آزادی هستند.
مقاله به تضاد بین طرفداری از قوی و همدردی با ضعیف میپردازد و تأثیر این انتخابها بر ساختار اجتماعی و روابط انسانی را بررسی میکند.
نویسنده درباره تجربیاتش از دنیای آنلاین و شبکههای اجتماعی مختلف صحبت میکند، انتقادات و نظراتش را نسبت به هر کدام بیان میکند و به اهمیت کلمات اشاره میکند.
بحث درباره نامگذاری زبان فارسی و پرشین در محیطهای انگلیسیزبان و سردرگمی ناشی از این دو اصطلاح، با توجه به الگوهای مشابه در سایر زبانها.
مقاله به بررسی حقیقت مرگ و احساسات انسانی میپردازد، به تفکر درباره زندگی و پذیرش مرگ فرامیخواند و اهمیت لحظهای زیستن را مورد تأکید قرار میدهد.
نویسنده در این مقاله به نقد بسیاری از مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در ایران میپردازد و ظلم و فساد حاکم را در ابعاد مختلف توصیف میکند.
مقاله به بررسی دوگانگیها و چندگانگیهای شخصیتی در انسانها پرداخته و تأثیر آنها بر تصمیمگیریها و رفتارهای فردی را تحلیل میکند.
نویسنده به تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی در ایران پرداخته و بر رابطه میان دیکتاتوری، تعصبات و تروریسم تأکید میکند. همچنین به راهحلهای عاطفی برای کاهش ناامیدی اشاره دارد.
مقاله به اشتراکگذاری اطلاعات اقتصادی و اهمیت دوستی در فعالیتهای اقتصادی میپردازد و بر لزوم همکاری برای تولید ثروت تأکید میکند.
نویسنده از عشق به زادگاه و مشکلات اجتماعی و فرهنگی کشورش میگوید و به امید تغییر و تلاش برای بهبود شرایط اشاره میکند.
این مقاله به بررسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق پایهای انسانها میپردازد و به نقض این حقوق در ایران اشاره میکند.
برای بهبود وضعیت جامعه ایران، نیاز به تغییر فکری و آموزش مردم در اصول دموکراسی و مشارکت اجتماعی است تا تغییرات بزرگ اجتماعی حاصل شود.
دولتهای دیکتاتوری زندگی مردم را نابود میکنند و مانع دسترسی به اطلاعات درست میشوند؛ آگاهی و تلاش برای تغییر ضروری است.
این نوشتهها افکار پراکنده و تجربیات نویسنده را از زندگی، طبیعت، روابط انسانی و تلاش برای خودشناسی در زمانهای مختلف ثبت میکند.
نویسنده در انتظار بازگشت به ایران، احساسات عمیق و ناامیدی خود از شرایط اجتماعی و سیاسی کشورش را بیان میکند و ارزشهای انسانی را در مقابل مادیات قرار میدهد.
شاعر با یاد محبتها و تجربیاتش در سفر، از تنهایی و عشق میگوید و به کلمات به عنوان تنها شنوندگان بیقضاوتش اشاره میکند.
نویسنده از احساس آزادی و لذت ناشی از سفر صحبت میکند و انتقاداتش را به سیاستهای امنیتی و ریشههای تروریسم بیان میکند.
این مقاله برنامههای ذهنی نویسنده را توصیف میکند که شامل اهداف، احساسات، ارتباط با طبیعت و انسانها، و تجربیات روزمرهای است که به بهبود زندگیاش کمک میکند.
ما ایرانیها باید هویت خود را بازیابیم و برای بهبود کشور تلاش کنیم، زیرا مشکلات فعلی ناشی از قصور ماست.
ایران نه مستعمره بوده و نه استعمارگر، که مورد افتخار است؛ جزئیات بیشتر در ویکیپدیا آمده است.
مقاله به بررسی نیازهای emotional و relational در ارتباطات میان زن و مرد میپردازد و به چالشها و ترسهای مردان در برقراری این ارتباطات اشاره دارد.