تسلیت روز زن
نویسنده در این مقاله به انتقاد از مفهوم روز زن و هویتهای تعیینشده برای زنان میپردازد و آن را محدودکننده میداند، معتقد است انسان بودن کافی است.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
اساسی ترین سوال زندگی
نویسنده در این مقاله به انتقاد از مفهوم روز زن و هویتهای تعیینشده برای زنان میپردازد و آن را محدودکننده میداند، معتقد است انسان بودن کافی است.
نویسنده درباره تجربیات شخصیاش از نگهداشتن ریش، تغییر حس خود و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی این تصمیم مینویسد و به زیبایی و هویت میپردازد.
نویسنده در این مقاله به بررسی هویت نویسندگیش میپردازد و تأکید میکند که نوشتن برای او ابزاری است برای بیان احساسات گذرا، نه ساخت هویت.
نویسنده در این متن از مسئولیت فردی در برابر جنگ و خشونت صحبت میکند و بر اهمیت محبت و صلح در دنیای پر از تنش تأکید دارد.
این مقاله به جستجوی هویت و هدف نویسنده در زندگی میپردازد و سوالاتی درباره وجود، خودآگاهی و معنای زندگی را مطرح میکند.
مقایسه نوشتن خود با دیگران زنگ خطری برای نویسندگان است که ممکن است به توهم هویت و فراموشی واقعیات منجر شود.
نویسنده به بررسی مفهوم گورو و تأثیر آن در زندگیاش میپردازد و از تجربههای خود در جستجوی مرشدانی واقعی و یا قلابی میگوید.
نویسنده به دو راه زندگی اشاره میکند: یکی مشغول شدن به امور دنیوی و دیگری دروننگری و جستجوی معنای عمیق زندگی.
نویسنده به تأمل در سکوت و جذبههای آن میپردازد و انتقاد از خود و دیگران را در باره عدم درک واقعی سکوت بیان میکند.
این مقاله درباره آغوشها و مفهوم سوختن در زندگی است، از خداحافظی تا درک مرگ و زنده ماندن در یادها و احساسات.
The author reflects on the challenges of name pronunciation and identity as an immigrant in Canada, ultimately embracing their original name, Rasool, despite various adaptations.
نویسنده درباره تجربهای شخصی از آمادگی برای دورهی ویپاسانا و تأثیر آن بر زندگی، ارتباطات و اولویتهایش مینویسد.
این مقاله به بررسی نقش پول در جامعه از زوایای اقتصادی، روانشناسی و فلسفی میپردازد و تأثیر آن بر هویت و زندگی انسانها را تحلیل میکند.
در این مطلب، نویسنده به بررسی مفهوم آگاهی و ارتباط آن با زندگی و بدن میپردازد و در نهایت به عدم قطعیت در دانایی اشاره میکند.
زندگی همچون یک نمایشنامه است که افراد در نقشهای مختلف بازی میکنند، اما در نهایت به جستجوی مسائلی بزرگتر و شناخت خود میپردازند.
مقاله به تشبیه زندگی انسانها با آتش میپردازد و اهمیت گرما و تأثیرات آن در زندگی و جنگ و محبت را بررسی میکند.
مقاله به جستجوی هویت انسانها پرداخته و نشان میدهد که تعریفهای مختلفی از خود وجود دارد که به شدت تحت تأثیر جامعه و محیط قرار دارد.
ترس از نماندن نماندنیها نشاندهنده پذیرش احساسات و تفکرات درونی است، که با نوشتن و مواجهه با ترسها به تحقق آرامش دست مییابیم.
سوال "چه کار کنیم؟" از کودکی تا بزرگسالی دغدغهای مهم است، جستجوی هویت و تعریف کار مهم در جامعه و تأثیر آن بر رضایت فردی.
زندگی به سادگی و راحتی ادامه دارد، با اتفاقات و تغییرات بیرحم، سوالات بیپاسخ و تمثیلی از مهمانی که پایان میگیرد.
این مقاله به بررسی مفهوم معرفی خود و تأثیر مشاهدهگر بر تعریف ما از خود میپردازد و به چالشهای هویتی مختلف اشاره میکند.
این مقاله برنامههای ذهنی نویسنده را توصیف میکند که شامل اهداف، احساسات، ارتباط با طبیعت و انسانها، و تجربیات روزمرهای است که به بهبود زندگیاش کمک میکند.
ما ایرانیها باید هویت خود را بازیابیم و برای بهبود کشور تلاش کنیم، زیرا مشکلات فعلی ناشی از قصور ماست.
نویسنده خود را فردی واقعگرا و روراست توصیف میکند که درونگراست و بر ارتباطات سریع توانایی دارد، ولی در شناخت احساسات دیگران مشکل دارد.