1 دقیقه.
توجه رادیکال به خود
***
شاید توجه به خود، بزرگترین تمرین معنوی باشد. برای همین هم هست که در مراقبه، ما به مشاهده و توجه به خود میپردازیم و کم کم از توجه به بیرون به طرف توجه به درون، حرکت میکنیم.
درون، همان جایی است که ما از آن آمدهایم و اتفاقاً همان جایی است که با مرگ به آنجا میرویم. از قضا خدا هم همانجاست. البته خدای ذهنی را نمیگویم.
درون که میگویم، منظورم درون فیزیکی نیست.
درون که میگویم، منظور درون ذهن و احساسات هم نیست.
البته اینها مراحل رفتن به درون هستند. اگر بیرون، جهان و آدمهای دیگر باشد، به ترتیب بدن، ذهن و احساسات مراحل رفتن به درون هستند.
البته جایی عمیق تر هم هست یعنی جایی که دیگر نه فکر هست و نه احساسات!
با این مقدمه، خواستم بگویم این توجه به درون را میتوان به صورت رادیکال انجام داد.
توجه رادیکال به درون یعنی مثلاً مدام به افکار و احساسات نگاه کنی.
یعنی مثلاً در یک میهمانی، مدام خودت را تماشا کنی.
یعنی همیشه در حال مراقبه باشی!
یعنی هر اتفاقی در آن بیرون میافتد باز هم تو به خودت توجه کنی.
این حالت، همان نماز دائمی است.
اگر کسی از تو تعریف کرد، خودت را نگاه کنی.
اگر کسی تو را دشنام داد، خودت را نگاه کنی.
در این حالت، تو هرگز نباید حواس خودت را پرت بیرون کنی.
هرگز نباید به نامحرم نگاه کنی،
هرگز نباید در اینترنت اسکرول کنی!
هرگز نباید به چیزی غیر از خودت، بیش از اندازه معطوف شوی و توجه کنی!
آدمی که مراقبه نکرده باشد این حالت را نهایت خودخواهی میداند!
اما وقتی به اندازه کافی مراقبه کنی، این نهایت مسیر است.
مثلاً مردم به تو صفت هایی نسبت میدهند، تو خودت را مشاهده کن!
مثلاً مردم تو را خوار یا عزیز میشمارند، تو خودت را مشاهده کن!
مثلاً آن بیرون ثروت برایت مهیاست یا فقر مادی، تو خودت را مشاهده کن!
مثلاً تنها هستی، یا در میهمانی، تو خودت را مشاهده کن!
مثلاً شاد هستی، باز خودت را مشاهده کن!
مثلاً غمگین هستی، خودت را مشاهده کن!
شاید مریض باشی، باز خودت را مشاهده کن!
شاید حتی در حال مرگ باشی! خودت را مشاهده کن!
این همان خودنگری رادیکال است!
این مستی است!
این عشق بازی با دوست است.
اینجا خود معمولی، دیگر درکار نیست،
اینجا فقط خدا هست!
خدای یگانه! بدون حضور تو!
خدای نانوشتنی!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
