چرا دریافت عشق سختتر از دادن آن است و چگونه بر این مانع غلبه
2 دقیقه.
دریافت عشق – ۴
***
تقریبا بیشتر آدمها سعی در ابراز عشق دارند. معمولا همه دوست دارند به دیگران کمک کنند. حداقل خیلی ها اینطور نشان میدهند که میخواهند به دیگری کمک کنند.
اما مشاهدات من نشان داده که درصد زیادی از آدمها از دریافت عشق ناتوان هستند. یعنی نمیتوانند یا نمیخواهند عشق دریافت کنند. بیایید با هم این گروه دوم را بررسی کنیم.
نوشته های مرتبط با این موضوع کمک در این لینک هست.
https://unwritable.org/?s=کمک&post_type=post
ابراز و دریافت عشق میتواند در دو بعد مادی و معنوی انجام بشود. مثلا میتوانی به کسی پولی بدهی یا کمکی غیر مادی بکنی.
حالا با هم ببینیم چرا اکثرا آدمها حاضرند کمک بکنند ولی حاضر نیستند کمک بگیرند.
۱- خود را لایق عشق و دریافت ندانستن. خیلی ها به خاطر این که خودشان را دوست ندارند بنابراین خود را لایق دریافت عشق نمیدانند. اینها چون عشق را در درون خودشان پیدا نکرده اند به عشق بیرون هم بی اعتقادند و اگر هم کسی پیشنهادی برای کمک یا دادن عشق بکند معمولا پس میزنند و اعتماد نمیکنند.
۲- خودشان را خوار و حقیر میشمارند. خیلی ها چون فکر میکنند در صورت دریافت کمک، خوار و حقیر میشوند هرگز دست به این کار نمیزنند. ریشهٔ این تفکر همان خود کم بینی ناشی از مادی گرایی است. آنها فکر میکنند کمک کننده برتر و بالاتر از کمک گیرنده است پس همواره میخواهند به جایگاه کمک کننده بروند و از جایگاه کمک گیرنده دوری میکنند.
۳- تکبر و نشتسن در جایگاه خدا. این درست نقطهٔ مقابل خودکم بینی است. یعنی خود بزرگ بینی. خیلی ها خودشان را بی نیاز نشان میدهند. اینها میخواهند در جایگاه خدای بی نیاز بنشینند. دنیای مدرن که تقریبا تمام نیازهای مادی انسانها را برآورده میکند تعداد زیادی انسان با این کیفیت تولید کرده است. به برکت دنیای مدرن شما با داشتن مقداری پول میتوانید تمام نیازهای مادی خودتان را برآورده کنید و کم کم دچار توهم بی نیازی میشوید. در صورتیکه انسان با جمع زنده است و حتی اگر تمام نیازهای مادی اش برآورده شود باز هم نیاز به دادن و گرفتن عشق دارد.
اما راه حل چیست؟
هر کسی ابتدا باید عشق را درون خودش پیدا کند. آنگاه ایگوی او به صورت اتوماتیک کمرنگ میشود و وجود عشق را در همه جا باور میکند. چنین فردی هیچ اصطکاک یا مانعی برای ابراز عشق و دریافت عشق نخواهد داشت.
او مثل ماهی ای میماند که در دریای عشق شنا میکند. حالا در این دریا چه فرقی میکند که آبی بگیرد یا آبی بدهد.
گیرندهٔ عشق پایین تر از دهندهٔ عشق نیست. بلکه هردو در دریای عشق غوطه ورند.
وقتی کسی در دریای عشق مستقر باشد، دیگر دادن و گرفتن عشق برایش کاری طبیعی و عادی است.
چنین فردی با دادن کمک حس برتری و با گرفتن کمک حس کهتری پیدا نمیکند.
او به همان راحتی که عشق میدهد، عشق دریافت میکند.
برتری و کهتری مربوط به دنیای مادی و بدون عشق است. دنیای مادی دنیای مقایسه ها و بالا و پایین هاست. در دنیای مادی هیچ دو نفری شبیه و هم اندازهٔ همدیگر نیستند. پس بالا و پایی بودن و مقایسه طبیعی است.
اما در دنیای غیر مادی و در ساحت عشق چنین نیست. در این دنیا همه با هم برابرند. همه با هم از عشق ابدی و ازلی برخوردارند. اینجا دیگر پایین و بالا وجود ندارد.
اینجا دیگر کمک کننده و کمک گیرنده وجود ندارد.
اینجا فقط فعل کمک وجود دارد.
اینجا جهان وحدت است.
در این جهان وحدت کمک کننده با کمک گیرنده یکی میشوند.
اینطور میشود که بودا میتواند عشق بدهد و عشق دریافت کند.
اینطور میشود که یکی از تمرین های معنوی برای تمام شاگردان بودا، تمرین دریافت عشق است. با این تمرین، نه تنها ایگوی مادی تو کمرنگ میشود بلکه یاد میگیری که با دریافت عشق یا کمک، تو هیچگاه کوچک نمیشوی و با دادن عشق و کمک به دیگری، تو هیچگاه بزرگ نمیشوی.اینطوری ریا کاری از بین میرود.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
نوشته های قبل در این موضوع دریافت عشق

