چه کمکی میتوانم بکنم؟

3 دقیقه.

چه کمکی میتوانم بکنم؟

***

در روابطم که با آدمها دارم چند باری این جمله را شنیده‌ام. «چه کمکی میتوانم بکنم؟» 

با اینکه مدتهاست تمرین کرده ام که بتوانم عشق را دریافت کنم و پذیرای تعارف و پیشنهاد دیگران باشم اما در مقابل این سوال، معمولاً جوابی ندارم و تقریباً از صمیم قلب میگویم «ممنون از نیت خوب شما!» همین که شما نیت خوبی دارید کافیست و نیت شما کار می‌کند و غیره. 

قبلاً در مورد «کمک» مطالب زیادی نوشته‌ام. 

https://unwritable.org/?s=کمک&post_type=post

اما اینکه در برابر این سوال جوابی ندارم، جای تامل دارد. 

بیاییم با هم فرض ها را کنار هم بگذاریم. 

کمک دوطرفه است. یعنی هر کمکی از یک به دو انجام شود، دو هم به یک کمک می‌کند. شاید این مربوط به اصل عدالت در جهان باشد. 

یعنی تو اگر پولی به فقیر بدهی، فقیر هم به تو کمک کرده است. 

تو در بعد مادی کمک کرده ای و فقیر در بعد معنوی. 

داستان بودا هم همین بود. 

مردم به صورت مادی به بودا کمک می‌کردند و بودا به صورت معنوی به مردم کمک می‌کرد. 

کمک مادی این روزها مشخص است. چون تقریباً تمام مادیات در پول خلاصه شده تو با پول می‌توانی به کسی کمک مادی بکنی. 

موضوع پیچیده اما کمک معنوی است. 

کمک معنوی چگونه است؟ 

برای انجام کمک معنوی نمیتوان شرط و اندازه گذاشت. 

کمک معنوی معمولاً کیفی است. 

در این کمک یعنی یک چیز کیفی یا یک چیز معنوی جابجا می‌شود که غیرممکن به نظر می‌رسد. 

کمک معنوی اگر خالص باشد باید از طرف خدا باشد و کسی که کمک معنوی می‌کند نمی‌تواند ادعای کمک داشته باشد و اگر ادعا کند کمکش دچار نقصان می‌شود چون دیگر معنوی نیست و تبدیل به ایگوی معنوی می‌شود. 

کمک معنوی را اگر بخواهیم ساده کنیم مثلاً لبخند زدن، وقت گذاشتن، شنیدن، توجه کردن و بودن است. 

مهم‌ترین کار برای کمک معنوی، بودن است. درست مثل بودا. 

پس اگر انسانی بتواند بودن را تمرین کند خودبخود به دیگران کمک می‌کند. 

او حال خوب خودش را به اطراف می‌گستراند و چه چیزی ارزشمند تر از حال خوب؟

معلمان بزرگ و عرفا معمولاً در حالا استغنا و بی نیازی هستند و بزرگترین کمکی که به آنها می‌توانی بکنی این است که باشی! در معنویت باشی. در حضور باشی. این چیزی است که یک گوروی واقعی از شاگردش می‌خواهد. 

اگر هم کسی درکی از معنویت نداشته باشد، کل زندگی اش کمیتی می‌شود و همواره در حال چرتکه انداختن و محاسبه است! 

جایگاهی که بسیار جهنمی و دردناک است. 

آدمهای بیزینسی معمولاً اینطور هستند. آنها همواره در حال حساب و کتاب هستند! 

آدمهای مادی حتی اگر پول زیاد داشته باشند، چون بعد کیفی ‌ معنوی را درک نکرده‌اند، معمولاً فقیرند. 

بزرگترین کمکی که می‌توان به آنها کرد دادن مقداری معنویت است. یعنی بدون حساب و کتاب بودن را به آنها نشان بدهی. 

نشان بدهی میتوان بدون حساب بخشید. نشان بدهی در معنویت فراوانی ای هست که در پول و مادیات نیست. 

پس کمک دو جور است!

یک کمک مادی. یعنی به طور خلاصه کمکی که با پول قابل معاوضه است. مثلاً دادن غذا یا کادو یا کمک فیزیکی یا حتی مشاوره مالی و چیزهایی از این قبیل. 

کمک دیگر کمک معنوی است. یعنی داشتن حضور.  این کمک کیفی و غیرقابل اندازه گیری است. این کمک از جنس انرژی است. معمولاً در بعد مادی به صورت لبخند و رضایت و آرامش خودش را نشان می‌دهد. 

کمک مادی با ماده و پول است و قابل اندازه‌گیری. 

اما کمک معنوی به کمک مفهومی به نام خدا، راحت تر می‌شود. 

کمک معنوی را فقط خدا می‌تواند انجام بدهد. گاهی خدا از طریق آدمهای معنوی این کمک را انجام می‌دهد. 

آدمهای معنوی هم فقط با خدا معامله می‌کنند. یعنی از خدا می‌گیرند و به دیگران می‌دهند. آنها فراوانی، آرامش، حضور، مهربانی و دیگر صفات خداوند را در زمین پخش می‌کنند. 

آدمهای مادی این کمک های معنوی را قبول ندارند و  اتفاقاً آنها بیشترین نیاز را به این بعد معنوی دارند. 

حال، دو انسان معنوی وقتی کنار هم قرار بگیرند نور علی نور می‌شود. آنها هر دو فراوانند و به یکدیگر کمک معنوی می‌کنند. این همان تعریف روابط بهشت است! 

دو انسان مادی اما هرگز نمی‌توانند به همدیگر کمک کنند! چون آنها همیشه در کمبود ‌ حساب و کتاب اند. مادیات یعنی دنیای کمبود ها و محدودیت ها. پس اگر یک انسان مادی به دیگری پول هم بدهد نهایتاً آنقدر حساب و کتاب می‌کند و معمولا منت می‌گذارد که کمک اش بی ارزش می‌شود. 

کمک های یک انسان مادی معمولاً برای نمایش و ریاست. اتفاقاً او خیلی هم به کمک کردن تاکید می‌کند تا نمایشش تکمیل بشود!

پس این بار که کسی گفت «چه کمکی میتوانم بکنم؟» شاید حواله اش بدهم به این نوشته! 

شاید بگویم «خدا کمکمان بکند!»

اگر خواست کمکی مادی بکند نگاه می‌کنم ببینم اگر ذره ای معنویت داشته باشد قبول می‌کنم. 

اگر هم که معنوی و در حضور بود از قبل کمک کرده و من فقط باید شکرگزار باشم. شکرگزار کل! یعنی کمک‌کننده اصلی و مسیر و وسیلۀ کمک. 

حالا این تبادل نوشتن و خواندن هم نوعی بده بستان مادی و معنوی است!

شما منت گذاشتید و خواندید!

و من از کل و از شما متشکرم!

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1572

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *