1 دقیقه.
گریه
***
بچه ها وقتی گریه می آید به راحتی گریه میکنند.
آدم بزرگها اما نه!
آدم بزرگ ها گریه نمیکنند ولی به جایش خشونت می ورزند، جنگ میکنند، زمین را نابود میکنند.
من هم گاهی به جای گریه کردن مینویسم.
گریه میکنم برای خودم.
گریه میکنم برای آدمها.
گریه میکنم برای حیوان ها.
گریه میکنم برای بهشت زمین که جهنم شده.
گریه میکنم برای کارمای بشر.
گریه میکنم برای تنهایی.
گریه میکنم برای این که خدا گریست.
گریه میکنم برای اینکه گریه پاک میکند.
گریه میکنم برای اینکه گریه گناهان را میشوید.
گریه برای پاک شدن خوب است.
کسی که گریه نمیکند زندگی نمیکند.
بودن در زمین هم خنده دارد و هم گریه.
تو نمیتوانی از ته دل بخندی ولی گریه نکنی.
اگر تلاش کنی فقط بخندی، همان خنده هم از دست تو میرود.
فقط زمانی میتوانی از ته دل بخندی که قبلش از ته دل گریه کرده باشی.
درست مثل کودکان.
کودکان هم خنده شان عمیق است وهم گریه شان.
اما ما آدم بزرگ ها نه.
ما نه میخندیم و نه گریه میکنیم.
نه بلدیم خوب زندگی کنیم و نه بلدیم خوب بمیریم.
هم اسهال داریم و هم یبوست.
کسی که گریه نمیکند پاک نمیشود.
افرادی که گریه نمیکنند آدمهای خشنی هستند.
آنها ساعت ها غم و خشم فروخورده دارند.
آنها ترسناکند.
اگر تارا دخترم گریه کند جلویش را نمیگیرم. جلوی خنده اش را هم نمیگیرم.
کسانیکه گریه نمیکنند، نهایتا جنایت کار میشوند.
برای کسانی که دوستشان دارم دعا میکنم بتوانند راحت گریه کنند.
برای خودم آرزو میکنم که راحت گریه کنم و جاری باشم.
آرزوی گریه کردن، یکی از بهترین آرزوهاییست که میتوانم برای بعضی ها بکنم.
امیدوارم بتوانی گریه کنی.

