برای تارا، همهی آدمها و خودم!
نویسنده دربارهی مسئولیتهای خود بهعنوان پدر و فردی متعهد به آگاهی بشریت صحبت میکند و اهمیت یگانگی و آگاهی فردی را مورد تأکید قرار میدهد.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده دربارهی مسئولیتهای خود بهعنوان پدر و فردی متعهد به آگاهی بشریت صحبت میکند و اهمیت یگانگی و آگاهی فردی را مورد تأکید قرار میدهد.
نویسنده درباره شکست در مراقبه و تأثیر خرید بر خواستن ایگو صحبت میکند، تأکید بر بینیازی و رضایت از ابعاد معنوی در زندگی دارد.
تمرین پراتیاهارا بر کنترل حواس و توجه به خود تأکید دارد، با هدف آرامش و رسیدن به آگاهی و خلاقیت از طریق مشاهده درونی.
نویسنده به بررسی تجربیات ذهنی و چالشهای مربوط به پذیرش خود میپردازد و به انتظارات جامعه و قضاوتهای ناشی از آن اشاره میکند.
مراقبۀ دائم به معنای مشاهده مداوم افکار و احساسات در لحظه است، بدون قضاوت و فرار، که آگاهی را عمیقتر میکند.
نویسنده درباره چالش سرگرم نکردن ذهن و اهمیت سکوت آن مینویسد، و به ترس افراد از سکوت و نیاز دائمی ذهن به تحریکات اشاره میکند.
خودشناسی و عشق به خود کلیدی برای بهبود روابط و تاثیر بر دیگران است. با محبت به خود، میتوان به تغییرات مثبت دست یافت.
نویسنده تأکید میکند که "بودن" و تجربه زندگی مهمتر از "نوشتن" است و باید از جدیت نوشتار فراتر رفت و لحظه را درک کرد.
مقاله به بررسی تعامل با افراد جدید و چالشهای هویتی در این روابط میپردازد و تأکید بر سکوت و عدم قضاوت در مواجهه با دیگران دارد.
مقاله به بررسی ناسازگاری ذهن و تلاش آن برای حل مشکلات خود میپردازد و تاکید دارد که تنها راه رهایی، مشاهده و کنار گذاشتن ذهن است.
مقاله درباره عشق، معنویت و تجربههای شخصی نویسنده با سادگورو و تارا است، و بر جدایی و پیوندهای عمیق تأکید دارد.
این مقاله به نقد روحانیون و آخوندها میپردازد و تأکید میکند که معنویت واقعی بدون سازمان و گفتگوی زیاد ممکن است.
این مقاله به بررسی جذابیتهای زودگذر سکس، غیبت و سیاست میپردازد و نقش نانوشتنی (عشق و خود واقعی) را در زندگی انسان برجسته میکند.
ذهن گاهی پر از افکار میشود و مراقبه دشوار میگردد. تجربههای گذشته و چالشهای زندگی در مسیر آگاهی و لحظهی حال مطرح شدهاند.
مشاهده ذهن و احساسات، سکوت و مراقبه ابزارهایی برای تغییر داستانهای گذشته و ایجاد دنیای جدید هستند. اولین گام، مشاهده دقیق خود است.
بردن لاتاری به معنای درک ارزش تجارب درونی و زندگی در لحظه است، نه در جستجوی خوشبختی از طریق داراییهای خارجی.
مراقبه حالتی از توجه به خود و افکار است که فراتر از ذهن و زمان میباشد و به سکوت و آرامش درونی میانجامد.
در مسیر معنوی، جدایی از ذهن به تدریج تجربه میشود. این جدایی به آگاهی مستمر از فعالیتهای ذهن و ماندن در لحظه میانجامد.
این مقاله به تأثیر مراقبه بر تغییر توجه به درون و تجربه روشن بینی میپردازد و اهمیت ارتباط با جهان درونی را مورد تأکید قرار میدهد.
در این مقاله، نویسنده به تحلیل دلایل کارکردن و مفهوم بیزینس میپردازد و بر اهمیت عشق و خدمت به بشریت در کسب و کار تأکید میکند.