شُکرگذاری در لحظه!
شکرگزاری در لحظه، توجه به زندگی و قدردانی از وجود است. این حس، مرتبط با حال و تجربهی واقعی زندگی است.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
شکرگزاری در لحظه، توجه به زندگی و قدردانی از وجود است. این حس، مرتبط با حال و تجربهی واقعی زندگی است.
مفهوم کار در سفر شناخت درونی تغییر میکند؛ از تعریف قالبی اجتماعی به کار دائمی و آگاهانه، شامل مراقبه و انرژی.
عدالت مفهومی عمیق و در لحظه حضور دارد، ولی بیعدالتی نیز در جهان و در ذهن انسانها وجود دارد. فهم عدالت نیازمند ارتباط با لحظه و خداست.
نویسنده در این نوشته به حس طرد شدگی از خود، دیگران و خدا پرداخته و آن را بنیادیترین حس انسانی و منبعی از درد میداند.
نویسنده مینویسد تا از نبودن و مرگ بگوید، به اعتراف به وجود و ناآگاهیاش بپردازد و در جستجوی معنا باشد.
ذهن به مسألهسازی نیاز دارد تا فعال بماند و با مراقبه میتوان از هویت با مشکلات فاصله گرفت و مسائل را حل کرد.
رازهای زندگی، مرگ، و خدا در سکوت، نادانی، و کنجکاوی نهفتهاند. آدمها غالباً از درک این رازها غفلت میکنند و در وجود خویش گم میشوند.
عشق در همه جا وجود دارد، اما برخی خود را از آن محروم میکنند. باید به عشق ورزید و به دیگران نیز عشق بیقید و شرط داد.
این مقاله به اهمیت معنویت در زندگی و تاثیر آن بر تجربههای مادی و روزمره میپردازد و تأکید میکند که معنویت جدی و فراتر از مادیات است.
نویسنده درباره چالشهای ذهن مشوش و اهمیت مراقبه در دستیابی به خلاقیت و ارتباط با حیات میپردازد، با تأکید بر ارزش خلاقیت نسبت به کارهای روزمره.
ترس توهمی موقتی است و باید با آن مواجه شد. برای غلبه بر ترسها، ابراز وجود و از سر گرفتن نوشتن و صحبت کردن ضروری است.
مقاله بررسی میکند که آیا مراقبه نوعی فرار از واقعیت است یا خیر، با تأکید بر اینکه مراقبه در واقع فرار به جلو و مواجهه با خود است.
مقاله به مفهوم کار و بقا میپردازد و تأکید میکند که کار باید بر اساس نیازهای واقعی و درونی فرد تعریف شود، نه تحت تأثیر جامعه.
رابطه، پدیدهای شگفتانگیز و نانوشتنی است که از یگانگی و آگاهی ناشی میشود و نباید با تعاریف ذهنی محدود شود.
نویسنده به بررسی مفهوم کار فیزیکی و ذهنی میپردازد و تأکید میکند که آرام کردن ذهن از طریق مراقبه و نوشتن ضروری است.
مقاله به بررسی مفهوم کار پایین و بالا میپردازد و بر اهمیت تعادل بین وجود و عملکرد تأکید میکند، تا از تأثیرات منفی جامعه بر هویت فرد جلوگیری شود.
در این نوشته، نویسنده به تجربهی تنهایی و خودآگاهی میپردازد، از تلاش برای ارتباط با دیگران در حالی که عمیقاً تنهاست، و اهمیت لحظهی حال را برجسته میکند.
این نوشته درباره برنامهریزی ذهنی و اقتصادی است، تأکید بر فعالیت اقتصادی، ارتباط با معنویت و کاهش شراکتهای نامناسب در زندگی است.
داستانی درباره تجربه تراپی و تأملات ذهنی نویسنده، که در جستجوی خودشناسی و پذیرش زندگی در شرایط جدید مهاجرت است.
در مراقبه، توجه به تنفس و حسهای بدن معطوف میشود تا آگاهی و حضور ذاتی را تجربه کنیم و از افکار رهایی یابیم.