قورباغههای آب پز شهری!
نویسنده به بررسی زندگی مدرن و ارتباط آن با تخریب محیط زیست میپردازد و از خطرات غفلت انسانها در این روند هشدار میدهد.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده به بررسی زندگی مدرن و ارتباط آن با تخریب محیط زیست میپردازد و از خطرات غفلت انسانها در این روند هشدار میدهد.
سفر به وابستگیها و دل کندن از آنها، مشابهتهای بسیاری با مرگ دارد. نویسنده به تجربیات سفر و آموختههای زندگی پرداخته است.
در دادگاه متهم به «نوشتن نانوشتنی» با اتهامات زیادی مواجه شد، اما در نهایت به سکوت و پذیرش بحران زندگی خود پرداخت.
متهم در جلسهای طولانی به گفتمان و شنیدن آگاهانه پرداخت، تأملاتی دربارهٔ ایگو و دفاعیات خود نوشت و به تأثیر آن بر کل بشر اشاره کرد.
این مقاله به فرهاد میثمی، فعال سیاسی، میپردازد و از قدرت روح و اراده او در مبارزه با ظلم و دیکتاتوری تمجید میکند.
حاتم بخشی به معنای بخشندگی زیاد است و بر این اساس، فرد باید بخشنده باشد تا حاتم محسوب شود؛ بخشش و حاتم بودن همواره در ارتباط هستند.
نویسنده به تأمل در نوشتههای خود پرداخته و میخواهد ناخالصیها را از آنها حذف کند؛ تأکید بر جریان طبیعی و خالص نوشتن بدون انتظار یا تأثیرات ایگو دارد.
نویسنده به جلسهای با دو زن میپردازد و درباره روابط عاطفی و فلسفی خود، توقعات و نگرانیها در زندگی صحبت میکند.
نویسنده به تأمل در ننوشتن و لزوم زندگی در لحظه میپردازد، از اعتیاد به نوشتن و توجه دیگران شکایت کرده و به سکوت بیشتر فکر میکند.
مقاله به بررسی چالشهای ایگو و ضرورت کمک به خود پیش از کمک به دیگران میپردازد و نشان میدهد کمک واقعی از آگاهی و خودشناسی ناشی میشود.
این مطلب درباره اهمیت همزیستی مسالمتآمیز بر سر منابع مشترک مانند زمین و غذاست و نقدی به حرص و رقابتهای انسانی ارائه میدهد.
مقاله به بررسی مفهوم انتظار در شیعه و مقایسه آن با مفاهیم فلسفی و علمی زمان میپردازد و به ارتباط بین لحظه و معجزه اشاره میکند.
نویسنده به نقد اخلاقیات و محدودیتهای فکری پرداخته و تأکید میکند که کلمات و ایدهها خود نیز بتهایی هستند که باید شکسته شوند.
این مقاله درباره تنهایی خدا و بشر است، تأکید بر نزدیکی طرد شدگان به خدا و تجربههای فردی تنهایی در زندگی انسانها دارد.
متن درباره مفهوم "آوم" و اهمیت آن در ارتباط با ارتعاشات درون و ادعیه، و تأملاتی درباره وجود و خالق است.
نویسنده به استدلال درباره دروغگویی میپردازد و باور دارد که تنها حقیقت را خود میتوان دانست و کلمات همیشه دروغ هستند.
نویسنده درباره تجربههای خلاقانه با دخترش صحبت میکند که در آنها احساس میکند سن تنها یک توهم است و هر دو در لحظه زندگی میکنند.
نوشتن برای نویسنده تمرینی از آزادی و بیتوجهی به قضاوت دیگران است، جایی برای بیان احساسات و ساختن دنیای شخصی خود.
نویسنده تجربیات خود از مراجعه به تراپیست را به تصویر میکشد و به مسائلی نظیر هزینهها و چالشهای گوش دادن و درمان اشاره میکند.
تولد همواره جشن و فرصتی برای تجربهی دوباره زندگی است. تولد و مرگ دو روی یک سکهاند و هر دو قابل جشن گرفتن هستند.