آیا تو شیء هستی؟
این مقاله به بررسی هویت انسانی و رابطهاش با داراییها میپردازد و تأکید میکند که هویت افراد نباید وابسته به اشیاء باشد.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
این مقاله به بررسی هویت انسانی و رابطهاش با داراییها میپردازد و تأکید میکند که هویت افراد نباید وابسته به اشیاء باشد.
نویسنده دربارهی سفر درونیاش به ایکس تجربه میکند، دلتنگیها و ارتباطات انسانی را بررسی میکند و به مفهوم یکی شدن آدمها اشاره میکند.
مقاله درباره ساخت کتابخانهای به نام پدر نویسنده است و احساساتش نسبت به کتاب، مطالعه و اهمیت آگاهی را بیان میکند.
سفر به مریخ نماد تضاد انسانهاست؛ پیشرفت غربیها با مشکلات بهداشت شخصی همراه است، در حالی که شرق بر درونگرایی تأکید دارد. نیاز به تعادل احساس میشود.

معنویت و مذهب دو مفهوم متفاوت هستند؛ معنویت به درون و تجربه فردی میپردازد، در حالی که مذهب بیشتر به قوانین و ظواهر مرتبط است.
نویسنده به بررسی واقعیت و پوچی در زندگی میپردازد و بر اهمیت آگاهی فراتر از ذهن و ماده تاکید میکند. همه موجودات حاوی این آگاهی واقعی هستند.
<1 دقیقه. 1 *** Living in love! Living in community! It’s been about a week! More or less! Time flys here! Because we live in love! Here is a community!…
لینکهای مرتبط با سفر یوگا به آمریکا به ترتیب زمانی از جدید به قدیم قرار داده شدهاند، شامل تجربیات و داستانهای مختلف در این حوزه.
این مقاله به پنج اصل تمرین درونی از سادگورو در یوگا اشاره دارد که شامل مسئولیتپذیری، پذیرش لحظه، و مفهوم عشق به جهان است.
نویسنده در یک کامیونیتی یوگا تجربههایش را درباره تنهایی و وابستگیهای عاطفی مینویسد و به چالشهای روابط انسانی و نیازهای روحیاش میپردازد.
نویسنده به بررسی هویت فردی و جمعی در سازمانها میپردازد و ضرورت توجه به خیر جمعی و کامیونیتی به جای مالکیت شخصی را مطرح میکند.
نویسنده به نقد و پاسخ به نظرات ناشناس درباره نوشتههایش میپردازد و به بررسی تضادهای فکری و مسائل هویتی خود میپردازد.
نویسنده از تجربههای روز اول سفرش به آمریکا و ورود به مرکز یوگا مینویسد و اهمیت زندگی در لحظه و تغییرات شخصی را بررسی میکند.
نویسنده درباره سفر یوگا و جستجوی آرامش در طبیعت و تغذیه سالم صحبت میکند و هدفش را بهبود خود و جامعه معرفی میکند.
فرکانس ِ بودن به مفهوم انرژیهای مختلف در زندگی انسانها اشاره دارد که با احساسات و تجربیات عوض میشود. همچنین به چگونگی تاثیرگذاری بر این فرکانسها پرداخته میشود.
این مقاله دربارهی پیچیدگیهای ارتباط با خانواده و تأثیرات کارمایی آن بر احساسات و غمهای مشترک اعضای خانواده صحبت میکند.
نویسنده در صبحگاهی پس از اعدام یک نفر، احساسات متناقضی را تجربه میکند، اما در نهایت با مدیتیشن و نوشتن احساس قدرت و امید پیدا میکند.
مقاله به هنر نجنگیدن و هنر بودن میپردازد و بر اهمیت پذیرش زندگی و آرامش در برابر چالشها تأکید میکند.
برای تغییر دنیا، ابتدا باید خود را بهبود ببخشیم؛ سلامت جسم و ذهنمان را در اولویت قرار دهیم و سپس بر دیگران تأثیر بگذاریم.
این مقاله درباره ایگوی معنوی و خطرات آن در مسیر رشد معنوی سخن میگوید و تأکید دارد که باید با ایگوی خود مواجه شویم، نه دیگران.