هویت! بدن! ذهن! خدا!
این نوشته به بررسی هویت انسانی از طریق بدن، ذهن و ارتباط با خدا میپردازد و به اهمیت آگاهی و بیهویتی در زندگی اشاره دارد.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
این نوشته به بررسی هویت انسانی از طریق بدن، ذهن و ارتباط با خدا میپردازد و به اهمیت آگاهی و بیهویتی در زندگی اشاره دارد.
مقاله به بررسی جمهوری اسلامی، طالبان و داعش به عنوان ایگوهای جمعی میپردازد و راهکارهای تغییر اجتماعی از طریق آگاهی فردی را مطرح میکند.
نویسنده در جمع دوستان به دعا و تفکراتش درباره خدا میپردازد، احساس کوچکی و ارتباطش با هستی را بیان میکند و مفهوم دعا را مورد پرسش قرار میدهد.
نویسنده با اشاره به تجربهی ترس و ایگو در روابط، توضیح میدهد که این احساسات ناشی از جدایی و عدم امنیت هستند و با تمرکز بر درون قابل رفعاند.
نویسنده در مواجهه با غم و خشونت جمعی، به قدرت کلمات و عشق برای ایجاد تغییر و آرامش در زندگی خود اشاره میکند.
مقاله به بررسی ساختار داوطلبانه و تفاوت آن با سیستمهای مبتنی بر سود میپردازد و اهمیت کمرنگ کردن ایگو برای رشد شخصی در فعالیتهای داوطلبانه را مطرح میکند.
نویسنده در این مقاله به تحلیل توهمات هویتی و اجتماعی ناشی از کار و موفقیت میپردازد و تأکید میکند که تمام این ادعاها پوچ و بیمعنا هستند.
مقاله به بررسی ارتباط ایگو و کار میپردازد و تأکید میکند که اهمیت درون باید بر انجام دادنها مقدم باشد؛ این در حالی است که جامعه به موفقیتهای خارجی توجه دارد.
محکوم به زندگی و مرگ هستیم؛ هویت و داراییها توهمی بیش نیستند. باید به خودشناسی و تخریب ذهن بپردازیم، نه ساختن.
مقاله به بررسی ضرورت رها کردن هویتهای کاذب و وابستگیها در زندگی میپردازد و تأکید میکند که باید نسبت به داراییها، شغل و روابط خود بیتفاوت باشیم.